X
تبلیغات
رایتل

یکى دیگر از عوامل انقراض این است که حاکمان جامعه کارهاى شاق و دشوار را بر گردن مردم بگذارند، این امر باعث مى شود مردم به حاکمان خود بدگمان شوند و در نتیجه عامل جدایى با سران امت سر از امت سر از افق بدگمانى برمى دارد. در این صورت دشوار است حکومت پس از آن ، زمینه توجه ، عنایت و نظر مردم را به خانه جلب کند. این مساءله زمان زیادى را مى طلبد. آن حالت ، در درون خانه ها تاءثیر نادرست خود را بر جاى مى گذارد و نسل بعد را از نظام حاکم جدا مى کند، گرایش دیگرى را در وجود آنان پدید مى آورد که با حاکمیت فعلى در تضاد قرار دارد. به عبارت دیگر بدبینى مردم در نهان تاءثیر خود را بر نسل بعد مى گذارد  و به دنبال جایبگزینى مى گردند تا حالت بدبینى را با آن جایگزین ، به حالت خوش بینى تغییر دهند که قبلا در درون خانه ها مورد تمجید و ستایش قرار گرفته و نسل حاضر از آن به نیکى یاد کرده است .عوامل برش را باید به درستى شناخت  و قطع کرد نه اینکه اجازه داد به رشد خود ادامه دهند تا بین مردم و سردمداران خود فاصله اندازند، آن هم فاصله اى که هیچ چیز نتواند آن را از میان بردارد. اگر برنامه هایى که براى مردم از طرف نظام حاکم به اجرا در مى آید بر دوششان سنگینى نماید، به دنبال راه یا وسیله اى مى گردند که آسان تر و راحت تر، آن بار را بر زمین گذارند. روحیه انسان به کارى که توان آن را ندارد، تن در نمى دهد و از آنان مى گریزند. گریز خلاف نظم و یکپارچگى امت است. قرآن در زبان دعااین مطلب را بازگو مى کند: ربناو لا تحملنا ما لا طاقة لنا به : پروردگارا توان حمل هر چه را نداریم بر ما بار نکن یا به عبارت بهتر اگر توان و طاقت بردن چیزى را به ما ندادى بر دوش ما میننداز . اسلام براى اینکه مردم را به طرف خود جذب کند، روش خود را برخلاف قوانین دشوار و سخت قرار داده است : ما جعل علیکم فى الدین من حرج  : در دین حرج ، تنگى و زحمت قرار نداده است . ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج  : خداوند نمى خواهد بر شما تنگى و زحمت قرار دهد. اصولا قوانین شریعت بر اساس توان و وسع بشر وضع شده است نه ما فوق توان انسان که گریز آور باشد:لا یکلف الله نفسا الا وسعها  خداوند وظیفه را مقرر نمى کند مگر بر اساس وسع و توان روحیه انسان چون روحیه انسان پذیراى سختى نیست ، دست به دعا مى دارد که : ربنا و لا تحمل علینا اصرار... : پروردگارا! سختى را بر ما مینداز. تکلیف شاق ، بار سنگینى که صاحبش را بى حرکت مى کند و نمى گذارد تکان بخورد اصر گویند.  روش پیامبر یا در اصل وجود

مقدس پیامبر اسلام با تحمیل تکلیف سنگین و طاقت فرسا درباره سازگارى ندارد چون برخلاف فطرت و سرشت انسانى است لذا قرآن درباره حضرتش مى فرماید: الذین یتبعون الرسول الامى الذى ... یضع عنهم اصرهم و الاءغلال التى کانت علیهم ...: کسانى که از رسول امى ، که از آنان بار سنگینشان را بر مى دارد و غل و زنجیرها را که بر آنان بود فرو مى افکند پیروى مى کنند... رستگارند: اولئک هم المفلحون  . قوانین خداوند نور است ، نور سنگینى ندارد، بارى بر دوش مردم نمى گذارد، به همین جهت در پى این دو بند آیه مذکور - اصرار و اغلال  - فرموده است : و اتبعوا النور الذى اءنزل معه : و از نورى که با او فرود آمده پیروى مى کنند.  چه زیباست ! چینش کلمات قرآن در هم ، که خود داراى مفاهیم و الا و بار معانى وصف ناشدنى مى باشد.
خداوند متعال براى اینکه تنفر و انزجار از قوانین حق در مردم پدید نیاید نه تکلیف ما لا یطاق  مى کند و نه از راه عسر و حرج  واجبات خود را بر انسان تحمیل مى نماید، روش خداوند متعال بر آسان قرار دادن دین است ، حتى قرآن را آسان قرار داد، تا فهم آن ، هنگام نزول ، با دشوارى تواءم نباشد: لقد یسرنا القرآن للذکر  براى یاد آورى قرآن را آسان کردیم .
خداى قرآن بر پیامبرش سخت نگرفت : ما انزلنا علیک القرآن لتشقى ع  قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به مشقت و سختى و رنج افتى ، بطور مسلم بر امت آن حضرت هم بار گران قرار نداده است . ارمغان بلند مکتب حیاتبخش اسلام آسانى آن است : یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر  خداوند آسانى را براى شما مى خواهد نه سختى را. از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود بر دین حنیف آسان و نرم مبعوث شده ام و هر کس از سنت من تخلف ورزد از من نیست : بعثت بالحنیفه السمحة و من خالف سنتى فلیس منى  . با توجه به آیات قرآن ، اسلام نمى پذیرد که سختى آفرین باشیم بار سنگین ، ظلمى بر پیکره جامعه مى باشد و نتایج ظلم روشن است که به کجا مى انجامد، در صورتى که بیش از توان فرد یا جامعه از او انتظار داشته باشیم باید منتظر جدایى و فاصله گرفتن از یکدیگر باشیم . امام على علیه السلام مى فرماید: و اذا احتشم المؤ من اءخاذه فقد فارقه : وقتى برادر مؤ من خود را به خشم آورد یقینا زمینه جدایى از یکدیگر را فراهم آورده است .  خشم گاهى نتیجه کارهاى سنگین است که انسان بر دوش ‍ دیگران قرار مى دهد، چه مادى باشد چه معنوى ، باید طورى عمل کرد که زمینه جدا شدن از همدیگر براى افراد جامعه بالاخص حکومت و مردم پیش نیاید. سبک کردن بار و هزینه هاى سنگین مردم از وظایف زمامدار است :
و تخفیفه المؤ ونات علیهم ، و ترک استکراهه ایاهم على ما لیس له قبلهم   
 الف - برداشتن سنگینى مخارج زندگى از دوش مردم و سبک نمودن آن .
 ب -  وادار نکردن مردم به کارى که از عهده آن بر نمى آیند.
این دو عامل باعث مى شوند که مردم به حسن ظن والى نسبت به خود اعتقاد پیدا کنند، حسن ظن مردم هم جلو بریدن مردم را از حاکمان خود خواهد گرفت و هم آنان را براى خیلى از امور آماده مى کند: فلیکن منک فى ذلک امر یجتمع لک به حسن الظن برعیتک فان حسن الطن یقطع عنک نصیبا طویلا  در این زمینه باید روشى را در پیش گیرى که مردم احساس کنند نسبت به آنان واقعا حسن ظن دارى ، اگر مردم چنین احساسى کردند، در این موقع است که حسن ظن بسیارى از رنجها ،مشکلات و گرفتاریها را از میان بر مى دارد. حاکمان جامعه نباید کارى کنند که حکومتشان بر دوش مردم سنگینى کند، این خود عاملى است براى اینکه مردم بار سنگین را از دوش خود برافکنند، بلکه باید احساس سبکى کنند تا دوام حکومت را طالب باشند: قلة استثقال دولهم  حکومت والیان بر دوششان کمتر سنگینى کند. امام على ادامه مى دهد در صورتى که احساس فشار از طرف حکومت بر مردم پدید آید روز شمارى مى کنند کى مدت حکومت اینان با پایان مى رسد ولى اگر راحتى و آسایش برایشان فراهم شد، بقاى حاکمان و زمامدارن را مى خواهند:ترک استبطاء مدتهم ع : منتظر پایان دوره حکومت آنان نیستند براى اینکه مردم از در براندازى و نابودى حکمرانان خود برنیایند، امام على علیه السلام مى فرماید آرزوها و آمال مردم را بر آور: فافسح فى آمالهم  
از دیدگاه حضرت امیر علیه السلام توجه به خواست مردم از مسائل ضرورى و اولویت دار براى ادامه حکومت سیاستمداران جامعه است .بنابراین برداشتن هزینه هاى سنگین زندگى از دوش مردم و وادار نکردن آنان به کارى که از عهده آن بر نمى آیند، از جمله مواردى هستند که نقش ‍ اساسى و بالایى را در حفظ نظام دارند و از آرزوهاى بسیار با اهمیت مردم جامعه محسوب مى شوند.روش امام على علیه السلام این بود که مردم را به کارى که باعث اکراه و ناخوشى آنان بود وا نمى داشت : و لیس لى اءن اءحملکم على ماتکرهون  : من شما را به چیزى که نمى پسندید وادار نمى کنم . حتى با آن همه عدم همکارى با آن حضرت ، یکبار هم امام با فشار و اکراه مردم را به عملى وادار نکرد و مى فرمود: مى دانم چه چیزى شما را اصلاح مى کند ولى درست نیست با به فساد انداختن خود در به راه آوردن شما بکوشم : انى لعالم بما یصلحکم ...ولکنى و الله لا ارى اصلاحکم بافساد نفسى .ابن ابى الحدید مى گوید: منظور امام اصلاح آنان در مسائل با شمشیر است ... مثل کارى که حجاج بن یوسف کرد و به لشکرى که آماده نشده بود گفت تا سه مى شمارم هر کس بعد از آن به مهلب نپیوندد خونش مباح است و بعد از اینکه چند نفر مثل عمیر بن ضابى ء و... کشته شدند همه به طرف مهلب حرکت کردند. امیر المؤ منین خون یارانش را مانند حکام دیگر براى حکومت و انتقام دولت و دنیاى خود نمى ریخت تا دین خود را فاسد نکند.
1-  
فشار براى گرفتن مالیات  
اخذ مالیات یکى از مشکلات عمده و سوء تفاهم آفرین بین مردم و حکومت ها مى باشد.
باید در این باره از متخصصان روانشناسى اجتماعى و آگاهان به روحیه مردم کمک گرفت و درباره آن با مردم مشورت کرد و افکارشان را مد نظر قرار داد تا مالیات به عنوان یک بار سنگین براى جامعه محسوب نگردد و فرهنگ اخذ مالیات نیز به خوبى جاى خود را در سطح کشور باز کند و الا نمى توان از بدبینى هاى پیرامون آن گذشت .لذا برنامه ریزى براى گرفتن مالیات باید به گونه اى باشد که بینه اقتصادى و ثروت مردم ، مسائل جانبى آن و همچنین توجه به تاءثیرات گرفتن مالیات بر اءقشار مختلف مردم در نظر گرفته شود. از دیدگاه امام على علیه السلام حکومت در این باره وظایفى دارد که باید آنها را مورد مداقه قرار دهد. حکومت باید به شکایت مالیات دهندگان توجه نماید که سنگینى و زیادى مالیاتها آنان را از حکومت نبرد و جایگاه حکومت را در دلشان ویران نکند: فان شکوا ثقلا... خففت عنهم بما ترجو ان یصلح به اءمرهم و لا یثقلن علیک شى خففت به المؤ ونة عنهم ...فانه ذخر یعودون به علیک فى عمارة بلادک و تزیین ولایتک مع استجلابک حسن ثنائهم و تبجحک باستفاضة العدل فیهم معتمدا فضل بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم و الثقة منهم بما عودتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم فربما حدث من الامور ما اذا عولت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبة اءنفسهم العمران محتمل ما حملته  :اگر مالیات دهندگان از سنگینى آن شکایت کردند.. باید آنقدر به آنان در پرداخت مالیات تخفیف بدهى تا این که کارهایشان روبه اصلاح و بهبودى رود. مبادا این تخفیف دادن برایت سنگین و گران تلقى شود زیرا این تخفیف و اغماض ، خود ذخیره اى است که بعد از آنکه موانع رفع شد و مملکت رو به آبادانى و عمران رفت باز به خزائن مالیات برمى گردد، همچنین سبب آراستگى و پاکى حکومت تو مى شود، بعلاوه مورد حمایت و ستایش مردم قرار مى گیرى و به سبب عدالتى که در میان مردم اعمال کرده اى خوشحال و سرفراز قرار خواهى بود مى توانى نسبت به این مردم اعتماد و اطمینان پیدا کنى به جهت : رفاه و آسایشى که نزد آنان اندوخته اى و اعتماد آنان را در حمایت از حکومت جلب کرده اى و عدالتى که در میان مردم برقرار کرده اى و مهر و محبتى که به آنان مبذول داشته اى و علاوه بر اینها چه بسا کارها و مشکلاتى پیش آید که انجام آن را به خود مردم واگذار کنى و آنان نیز با طیب خاطر و اطمینان کامل ، آنها را نپذیرند در این حالت که مردم در آسایش و رفاه و در عمران و آبادانى و زیر چتر حمایت عدالت و محبت حکومت به سر مى برند، قادر به تحمل هر مشکلى هستند.
 2-   عدم عمران و آبادانى  
یکى دیگر از نکاتى که باعث تخریب ذهن مردم نسبت به حکومت مى شود و بدگمانى امت را به نظام مى افزایند خرابى کشور از لحاظ عدم عمران است . بعد از بحث مالیات لازم است به آن پرداخته شود.چون دولت اگر بار آبادانى کشور را بر دوش مردم گذارد، توان تحمل آن را ندارند. لذا حکومت باید به این مهم توجه نماید. امام على علیه السلام در نامه به مالک اشتر به این نکته مى فرماید: ولیکن نظرک فى عمارة الارض ابلغ من نظرک فى استجلاب الخراج لاءن ذلک لا یدرک الا بالعمارة و من طلب الخراج بغیر عمارة اخرب البلاد و اهلک العباد و لم یستقم اءمره الا قلیلا : توجهت باید بیشتر به عمران و آبادانى کشور باشد تا گرفتن مالیات ، زیرا خراج بدست نمى آید مگر به آباد بودن جامعه و حکومتى که بدون آبادانى دنبال گرفتن مالیات باشد کشور را نابود کرده و بندگان خدا را به هلاکت رسانده است و حکومتش جز اندک زمانى برقرار نمى ماند. امام على علیه السلام در سخنانى زیادبن ابیه - جانشین ابن عباس در ایران - را از اینکه صدر برنامه هایش گرفتن مالیات از مردم باشد نهى فرمود. با توجه به بیانات مولى علیه السلام این طور نتیجه گیرى مى شود که :پایدارى جامعه بر اساس جهت گیرى حکومت به سمت آبادانى و عمران است . در صدر برنامه هاى نظام باید آبادانى همه جانبه کشور قرار داشته تا ثبات جامعه تضمین شود. در غیر این صورت نباید انتظار داشت که جامعه ثبات خودش را حفظ کند گرفتن مالیات قبل از عمران کشور سه عامل را در پى دارد:
 1-   مملکت را به ورشکستگى و نابودى سوق مى دهد.
2-   مردم را دچار هلاکت مى کند - چون مالیات دهندگان صنفى ضررى شامل حالشان نمى شود بلکه فشار بر طبقات پایین که مصرف کننده هستند وارد مى شود.
3-   حکومت ثبات خود را که تکیه آن بر دوش مردم است ، از دست مى دهد.بنابراین این با توجه به آیات و روایات باید عوامل بدبینى زا و تخریب گر رابطه حکومت و مردم و سختى و مشقت آفرین را براى جامعه ، شناسایى و برطرف کرد تا بتوان در سایه آسایش و احساس آرامش عمومى دوام ترقى و ثبات را افزایش داد.