X
تبلیغات
رایتل

در عمل نیز ثابت شده کسانى که به خداوند تکیه مى کنند و یاد او را در دل زنده مى دارند، همواره از آرامش و اطمینان وصف ناپذیرى بر خوردارند.اینان در بحرانى ترین مراحل زندگى و در مواجهه با سهمگین ترین حوادث و رخدادها، خم به ابرو نمى آورند. نمونه بارز آنها در زمان ما، که خداوند متعال نعمت بزرگ وجودش را به ما ارزانى داشت و به حق الگویى جاودانه براى ما بوده و خواهد بود، اما را حل ، رضوان الله علیه ، است . آن بزرگوار در بحرانى ترین و سهمگین ترین حوادثى که براى شخص ایشان و یا جامعه پیش مى آمد، خم به آبرو نمى آورد و آرامش خود را از دست نمى داد روزها و ماه هاى بسیارى بر امام علیه رحمة الله گذشت که خطر از هر سو او را محاصره کرده بود و در روى زمین پشتیبانى نداشت و دور از شهر و دیار خود، از این کشور به آن کشور مى رفت و کسى به ایشان پناه نمى داد. آن بزرگوار از همه امکانات ظاهرى منقطع بود و هیچ وسیله اى در اختیار نداشت که در برابر خطرهاى احتمالى از خود دفاع کند. از جمله پر مخاطره ترین ساعت ها و دقایق عمر حضرت امام رحمة الله زمانى بود که پس از چهارده سال تبعید با هواپیما به کشور باز مى گشت ، در آن شب بحرانى خطرها ایشان را احاطه کرده بود؛ چرا که فضا، هواپیما و باند فرودگاه ، همه در اختیار دشمن بود و هر لحظه براى ایشان احتمال خطر جدى وجود داشت . ممکن بود هواپیماى ایشان را هدف موشک قرار دهند و یا در فرودگاه ایشان را به قتل برسانند. با همه این احوال و با این که هیچ تاءمینى نداشتند، در هواپیما در کمال آرامش استراحت کردند و خوابیدند و وقتى از ایشان سؤ ال شد که این که به وطن خود بر مى گردید چه احساسى دارید، فرمودند: احساسى خاصى ندارم ! اگر براى ما خطرى کوچک پیش آید آرامش و طاقت خود را از دست مى دهیم و از فرط ناراحتى از شب تا صبح خوابمان نمى برد. اما آن رادمرد با این که همه دنیا علیه او بودند، خم به ابرو مى آورد و همه آن تهدیدات را پوچ و بى اثر مى دید. وقتى که شبانه به خانه ایشان در قم ریختند و دستگیرشان کردند و به تهران بردند، افسران و ماءموران امنیتى که در ماشین همراه ایشان بودند از ترس مى لرزیدند. گویا ایشان فرموده بود:شما که مرا دستگیر کرده اید، چرا مى ترسید؟ هم چنین ایشان در یکى از مناسبت ها فرموده بودند: و الله تا به حال از چیزى نترسیده ام ! خداوند متعال این نمونه ها را به ما ارائه کرد تا دریابیم که ذکر خدا و توجه به او چه اکسیر و کیمیایى است که همه عظمت ها در برابر آن آب مى شوند و همه قدرت ها در مقابل آن ذوب مى گردند. خدا داراى عظمت و بى نهایت است و هیچ قدرتى نمى تواند در برابر عظمت و قدرت لایزال الهى قد برافرازد.کسى که چنین منبع عظیمى ارتباط بر قرار کند و دل به او سپرده ، در برابر خطرها احساس ضعف نمى کند و شکست ناپذیر مى گردد.انسان موجودى بسیار ضعیف است و از خود استقلالى ندارد. تمامى حرکات و سکنات انسان وابسته به قدرت الهى و حیات و بقایش در گرو اراده و مشیت او است . از این رو انسان باید در برابر خداوند احساس ‍ خردى و کوچکى و ذلت و حقارت کند؛ چنان که قرآن در وصف مؤ منان مى فرماید:
انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و على ربهم یتوکلون ؛ مؤ منان همان کسانى اند که چون خدا یاد شود دل هایشان بلرزد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکل مى کنند.مؤ منان از یک سو، با اتکاى بر خداوند در برابر همه قدرت ها و نیروهاى عالم چون کوهى استوار مى ایستند و خم به ابرو نمى آورند؛ اما هم ایشان به وقت یاد و ذکر خدا و قرار گرفتن در برابر عظمت لایزال الهى درهم مى شکنند و رعشه و لرزه اندامشان را فرا مى گیرد. نمونه کامل چنین مؤ منانى ، کسانى چون امیرالمؤ منین على علیه السلام هستند. آن حضرت که در شهامت و شجاعت بى نظیر بود، وقتى در محراب عبادت مى ایستاد زا عظمت الهى به خود مى لرزید سایر امامان علیه السلام نیز که از قدرت هاى غیر الهى نمى هراسیدند، هنگامى که در برابر خداوند قرار مى گرفتند و حتى پیش از نماز و به هنگام گرفتن وضو رنگ رخسارشان دگرگون مى گشت و از خود بى خود مى شدند. برخى نسبت به بروز این دو حالت متفاوت و به ظاهر متضاد این سؤ ال را مطرح کرده اند که چگونه خداوند از یک سو مى فرماید: یاد خدا موجب اطمینان و آرامش دل مى گردد و از سوى دیگر مى فرماید یا خدا موجب تر در برابر خداوند مى گردد؟ پاسخ این سؤ ال چنان که بدان اشاره رفت این است که موضوعى و مورد دو فرموده خداى متعال متفاوت است . در مورد اول ، فرد خود را در برابر قدرت هاى غیر الهى مى یابد و با یاد خدا و تکیه بر قدرت لایزال هستى بخش از آنها نمى هراسد؛ چون مى داند که خداوند داراى قدرت برتر، در برابر قدرت هاى شیطانى قرار دارد و با اتصال به این قدرت لایزال ، در برابر هیچ قدرتى شکست نمى خورد. اما وقتى خود را برابر خداوند مى بیند در پیشگاه عظمت بى نهایت الهى به خود مى لرزد.
البته وجود چنین حالت هاى متضادى به صورت متناوب در عموم مؤ منان ، قابل انکار نیست ، اما هم زمانى تحقیق چنین حالاتى و جمع بین آنها تنها مورد اولیاى خاص خدا و سالکانى صادق است که به مقام جمع الجمعى و درک و شهود گوهر و لب کمالات و فضایل دست یافته اند.
براى چنین کسانى درک این حالات متضاد به صورت جمعى میسر مى گردد گرچه ما به چنین مقامى نرسیده ایم و حقیقت آن را درک نکرده ایم ، اما وجود چنین مقامى را باور داریم و آن را توجیه پذیر مى دانیم : مرحوم علامه طباطبایى رحمة الله در توجیه ترتب دو حالت مذکور بر یاد و ذکر خداوند مى فرماید: هنگامى که انسان مشغول کارى است و توجهشکاملا معطوف به امور دنیوى است . اگر، ناگهان آیه قرآنى تلاوت شود یا صداى اذان به گوشش برسد، در اثر انتقال ناگهانى از حالتى به حالت دیگر، حالت اضطراب و ترس گونه اى به او دست مى دهد اما وقتى توجه او به خداوند تداوم یافت و با یاد خدا انس گرفت ثبات و آرامش بر ذهن و قلب او حاکم مى گردد. و قرآن کریم در سوره زمر به همین مساءله اشاره کرده است .
الله نزل اءحسن الحدیث کتابا متشابها مثانى تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الى ذکر الله ...؛ خدا زیباترین سخن را به صورت کتابى متشابه ، متضمن وعده و وعید، نازل کرده است . آنان که از پروردگارشان مى هراسند، پوست بدنشان از آن مى فراشد (موى بر اندامشان راست مى شود)، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى گردد. بنا بر تحلیلى که ذکر کردیم ، هنگامى که مؤ منان آیات قرآن را مى شنوند، تغییر حالى مى یابند، و به جهت مواجهه با قدرت و عظمت الهى حالت بیم و ترس به آنها دست مى دهد. اما به تدریج که توجهشان متمرکز در ساحت قدس اهلى شد و با یاد خداوند ماءنوس گردیدند. آن بیم و ترس به آرامش و سکون مبدل مى گردد.
هدایت خاص خداوند 
و ما برح لله - عزت آلاؤ ه - فى البرهة بعد البرهة و فى اءزمان الفترات عباد ناجاهم فى کرهم و کلمهم فى ذات عقولهم ...
حضرت در این بخش از سخن خویش از انسان هاى آگاه ، هشیار، دین باور و حقیقت خواهى سخن مى گویند که خداوند ایشان را از این لیاقت و شرافت بر خوردار ساخته و از راه عقلشان با آنان سخن گفته و دلشان با نور هدایت خویش روشن ساخته و حقایق را به آنان نمایانده است .
به جز دیوانگان ، همه انسان ها، حتى آنها که در طریق فریب کاى و جنایت گام بر دارند، از عقل و قدرت و فکر و اندیشه بر خوردارند. هم مصلحان و انسان هاى وارسته و هم مفسدان و کسانى که سلاح هاى مرگبار مى سازند و خیل انسان هاى بى گناه را به کام مرگ مى فرستند. همه براى مقاصد خویش ‍ از قدرت فکر خود استفاده مى کنند. تفاوت در کیفیت بهره بردارى از فکر است .
خداى متعال ، بر اساس تدبیر و هدایت حکیمانه خود و پس از آزمایش ‍ انسان ها، بندگان شایسته و دوستان خود را که دلشان آماده پذیرش حق است ، بر مى گزیند و در ژرفاى دل و فکرشان با آنان سخن مى گوید. خداوند آنان را اتخاذ تصمیمات صحیح و خدا پسندانه یارى مى کند و همواره بر فهمشان مى فزاید و متناسب با ظرفیت وجودشان ، در رسیدن به قله هاى سعادت و نیک بختى یارى مى کند و به واقع ، فکر و ذهن و قدرت تدبیرشان را در اختیار خود مى گیرد.
والذین اهتدوا زادهم هدى و آتاهم تقواهم ؛
و آنان که به هدایت گراییدند خدا آنان را هر چه بیشتر هدایت بخشید و توفیق پرهیزگاریشان داد.
همه انسان ها از هدایت اولیه الهى بر خوردار مى شوند.در این میان عده اى از این هدایت استفاده مى کنند و مسیر تکامل انسانى را مى پیمایند. به همین جهت خداوند بر هدایت آنها مى افزاید. اما برخى نیز توفیق و لیاقت هدایت را از خود سلب مى کنند و کوردلى و گمراهى را بر هدایت ترجیح مى دهند:
و اءما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمى على الهدى فاءخذتهم صاعقة العذاب الهون بما کانوا یکسبون ؛ اما ثمود را هدایت کردیم و لى آنان کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند، پس به (کیفر) آنچه مرتکب مى شدند صاعقه عذاب خفت آور آنان را فرو گرفت