فلا اقتحم العقبه و ما ادرک ما العقبه فک رقبه او اطعم فى یوم ذى مسغبه یتیما ذا مقربه او مسکینا ذا متربه بلد: 11 - 16
و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد؛ و تو چه دانى که گذرگاه سخت چیست ؟ آزاد کردن بنده است یا طعام دادن در روز قحطى ، خاصه به یتیمى که خویشاوند باشد، یا به مسکینى خاک نشین .اقتحام  قرار گرفتن در وسط سختى مخوف است ؛ و نیز دخول به چیزى و گذشتن از آن با شدت و مشقت است .العقبه  به معنى گردنه و راهى در قله کوه است ؛ و اقتحام العقبه  اشاره است به انفاقهایى که براى انفاقکر بسیار دشوار است . فک  یعنى جدا کردن . پس فک رهن  یعنى خلاص کردن آن ؛ و فک رقبه  یعنى آزاد کردن برده .
مسغبه  از ماده سغب  به معناى گرسنگى و قحطى است .
مقربه  از ماده قرب  به معناى قرابت و خویشاوندى است .
و متربه  از ماده تراب  به معناى خاک نشینى از شدت فقر است .
صاحب تفسیر المیزان معتقد است که تفسیر العقبه  به فک رقبه و اطعام در روز قحطى جنبه مثال دارد، نه انحصار، و به سبب اهمیتى که دارد و عنایت بیشترى که خداى تعالى به آن دارد ذکر شده است .در هر حال عبور از این گردنه صعب العبور و از این راه سنگلاخ و دشوار جز با اصلاح نگاه به دنیا ممکن نیست .
نگاه صحیح به دنیا
دنیا را براى دنیا نخواستن و دنیا را براى تحصیل آخرت و خریدارى زندگى پایدار و برتر به خدمت گرفتن نگاهى است که با آن مى توان از این گردنه سخت به سلامت عبور کرد. الدنیا خلقت لغیرها و لم تخلق لنفسها دنیا براى رسیدن به آخرت آفریده شد، نه براى رسیدن به خود. این گونه نگاه ، یعنى نگاه آلى نه استقلالى ، ایثار و انفاق را بر انسان آسان مى کند و او موفق مى شود تا از این راه دشوار و گردنه سخت بگذرد. در این نگاه ، دنیا نه تنها مذموم نیست ، بلکه ممدوح مى شود تا از این راه دشوار و گردنه سخت بگذرد. در این نگاه ، دنیا نه تنها مذموم نیست ، بلکه ممدوح مى شود: همانا دنیا سراى راستى براى راست گویان و خانه تن درستى براى دنیا شناسان و خانه بى نیازى براى توشه گیران و خانه پند براى پندآموزان است . دنیا سجده گاه دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان الهى و فرودگاه وحى خدا و جایگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آورند و بهشت را سود برند.  اما دنیاى مذموم دنیایى است که آن را براى خودش بخواهد و نگاه استقلالى به آن داشته باشند نه آلى . قطعا صاحبان این نگاه نمى توانند از این گردنه سخت دنیا بگذرند. براى آنان ، انفاق خسارت و زیان و کم شدن است و گذشت و ایثار بى معناست . به این روایت امام صادق علیه السلام توجه بفرمایید که حضرتش چه زیبا و رسا دنیاى استقلالى مذموم را به تصویر کشیده اند: دنیا به منزله تصویرى است که سر آن تکبر و چشمش حرص و آزمندى و گوشش طمع و زبان و ریا و دستش شهوت و پایش خودپسندى و قلبش غفلت و رنگش فنا و حاصلش نابودى است . از این که قرآن در میان همه اعمال صالح و برنامه هاى عبادى و سازنده انسان انفاق مال و ایثار دارایى را گردنه سخت دنیا معرفى کرده است ، اهمیت این کارها و محبوبیت آنها در نزد خداوند نمایان مى شود. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: هر کس مسلمانى را غذا دهد تا سیر شود از پاداش آخرت او جز پروردگار جهانیان هیچ کس خبر ندارد، نه فرشته اى و نه پیامبرى . آن گاه این آیه را تلاوت فرمود: او اطعام فى یوم ذى مسغبه
نکته : فى یوم ذى مسغبه  یعنى در روزى سخت . شاید اشاره به این باشد که بهترین عمل ، بلکه سخت ترین عمل ، انفاق در روز تنگ دستى است ؛ مانند امیرالمومنین و خانواده گرامى اش که با اینکه قرض کرده بودند تا نانى براى افطار بخورند، آن را به مسکین و یتیم و اسیر دادند: و یطعمون الطعام على حب