X
تبلیغات
رایتل

آیات و روایات فراوانى در زمینه محاسبه نفس وارد شده ، اما در کمتر جایى به تفصیل کیفیت محاسبه نفس ذکر شده است . در این خطبه حضرت کیفیت حساب رسى اهل ذکر بر اعمال خویش را به تفصیل بیان مى کنند و مى فرمایند: فلو مثلتهم لعقلک فى مقاومهم المحمودة و مجالسهم المشهودة و قد نشروا دواوین اءعمالهم و فرغوا لمحاسبة اءنفسهم على کل صغیرة و کبیرة اءمروا بها فقصروا عنها اءو نهوا عنها ففرطوا فیها و حملوا ثقل اءوزارهم ظهورهم فضعفوا عن الاستقلال بها فنشجوا نشیجا و...؛ اگر در اندیشه خود اهل ذکر را مجسم مى کردى و مقام هاى ستوده و جایگاه آنها را آشکارا مى نگریستى ، خود مى دیدى که آنان فارغ از همه هیاهوها و زیاده طلبى هاى دنیا خواهان ، نامه هاى اعمال خویش را گشوده اند و براى حساب رسى آماده شده اند کوتاهى هاى خویش را جبران کنند.آنان در این اندیشه اند که در کدام یک از اعمال کوچک و بزرگى که بدان فرمان داده شده اند کوتاهى کرده اند و یا چه اعمالى را که از آن نهى شده بوده اند مرتکب گردیده اند. آنان هنگامى که کوتاهى هاى خود را تک تک مى نگرند و در فرجام هر یک تاءمل مى کنند، بارى سنگین را بر دوش خود مى بینند که توان برداشتنش را ندارند.اگر انسان کوتاهى ها و گناهانش را یک جا در نظر گیرد، شاید سنگینى آنها را احساس نکند، اما وقتى که تک تک آنها را ملاحظه کرد و تبعات منفى دنیوى و اخروى آنها را در نظر گرفت ، شدیدا پشیمان و سرافکنده مى شود. گاهى سخنى ، زندگى گوینده که امید و نشاط را از مخاطب مى گیرد و او را از راه و کارى که بر گزیده منصرف مى سازد، و چه بسا سخنى امید مى آفریند و سرنوشت کسى را عوض مى کند و او را به زندگى امیدوار مى نماید. از این رو نباید هیچ لغزشى ، و از جمله سخنان نسنجیده را سبک بشماریم .هنگامى که اهل ذکر سنگینى بار گناهان و کوتاهى هایى را بر دوش خود حس کردند که توان برداشتن آن را ندارند، گریه امانشان نمى دهد و از شدت پشیمانى و در مقام اعتراف به پیشگاه خداوند فریاد بر مى آورند و بى تابى مى کنند. اما به ناگاه مى نگرى که فرشتگان خدا آنان را که به حق نشانه هاى هدایت و چراغ هاى روشن تاریکى ها هستند در برگرفته اند و آرامش بر دل هایشان نازل مى کنند. سکینه لطف و آرامش خاصى است که وقتى بندگان خود خدا دچار اضطراب و نگرانى مى شوند و بلاها آنان را احاطه مى کند، خداوند آن را بر دل آنها نازل مى کند تا آنها اضطراب ها و نگرانى ها از دل آنان زایل گردد و امید و آرامش جایگزین آن شود. به جز روایات ، در قرآن ، در چند آیه ، نزول سکینه الهى بر دل مؤ منان ، و از جمله پیامبر صلى الله علیه و آله مطرح شده است . از جمله ، در شبى که پیامبر مى خواستند از مکه به مدینه هجرت کنند و خطر مشرکان کاملا مشهود بود و هر لحظه ایشان را تهدید مى کرد، خداوند سکینه بر قلب پیامبر نازل کرد و به ایشان آرامش بخشید. خداوند در این باره مى فرماید:الا تنصروه فقد نصره الله اذ اءخرجه الذین کفروا ثانى اثنین اذ هما فى الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و اءیده بجنود لم تروها...
اگر او (پیامبر) را یارى نکنید، قطعا خدا او را یارى کرد؛ هنگامى که کسانى که کفر ورزیدند او را (از مکه ) بیرون کردند و او نفر دوم از دو تن بود، آن گاه که در غار (ثور) بودند، وقتى به همراه خود مى گفت : اندوه مدار که خدا با ما است پس خدا آرامش خود را بر او فرستاد و او را با سپاهیانى که شما آنها را نمى دیدید تاءیید کرد.