X
تبلیغات
رایتل

افضل بودن دعا از دیدگاه روایات 1 - در روایتى آمده که فضالة به واسطه معاویة بن عمّار یا: فضالة بن معاویة بن عمّار مى گوید: به امام صادق ع  عرض کردم : دو نفر در یک لحظه شروع به خواندن نماز مى کنند، یکى در نماز قرآن مى خواند و قرائتش ‍ بیشتر از دعاست ، و دیگرى دعایش افزون از تلاوت قرآن ، و در یک لحظه نماز را به آخر مى رسانند، کدامیک از این دو افضل و برتر است ؛ حضرت فرمود: هر دو فضیلت دارد، هر دو زیباست .وى مى گوید: عرض کردم : مى دانم که هر دو زیبا است و فضیلت دارد. کدام برتر است ؟ حضرت فرمود: دعا، برتر است . آیا فرمایش خداوند متعال را نشنیده اى که مى فرماید: وَقالَ رَبُّکُمْ: اءُدْعُونى ، اءَسْتَجِبْ لَکُمْ، إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبادَتى ، سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ.  و پروردگارتان فرمود که : مرا بخوانید، تا دعایتان را براى شما اجابت کنم ، براستى کسانى که از پرستش و عبادت من گردنکشى کنند، با حالت خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند شد. به خدا سوگند مقصود از عبادت در آیه شریفه دعاست ، به خدا سوگند آن افضل است . آیا آن عبادت نیست ؟ و حضرت دوبار فرمود: به خدا سوگند عبادت همان دعاست و بعد فرمود:، آیا دعا استوارترین عبادت نیست ؟! سپس دوبار افزود: به خدا سوگند دعا، محکم ترین عبادت است .2 - در روایت دیگر آمده که از امام باقرع  پرسیده شد کدامیک از این دو در نماز افضل است : بیشتر قرآن خواندن ، یا طول دادن رکوع و سجود؟ حضرت فرمود: بسیار درنگ کردن در رکوع و سجود. مگر کلام خداوند متعال را نشنیده اى که مى فرماید: فَاقْرَئُوا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ، وَاءَقیموُا الصَّلاةَ.  پس هر مقدار از قرآن را که مُیَسَّر بود قرائت کنید، ولى نماز را کاملاً بپادارید. مسلّماً مقصود خداوند از اقامه و بپا داشتن نماز بسیار درنگ کردن در رکوع و سجود و طول دادن آن دو است .راوى مى گوید عرض کردم : کدامیک از این دو افضل است : قرائت بسیار یا دعاى بسیار؟ حضرت فرمود: دعاى بیشتر. مگر فرمایش خداوند متعال را نشنیده اى که مى فرماید:قُلْ: ما یَعْبَؤُ بِکُمْ رَبّى ، لَوْلا دُعآؤُکُمْ.  - بگو: اگر دعایتان نبود، پروردگارتان چه اعتنایى به شما داشت ؟!افضل بودن دعا از دیدگاه عقل
اکنون مى گویم از لحاظ عقلى نیز مى توان وجهى موافق با آنچه که پیرامون افضل بودن دعا از قرائت قرآن روایت شده یافت . و آن اینکه :1 - مسلّماً این گونه نیست که هرکس کلام خداوند - جلّ جلاله - را بخواند، به خدا معرفت داشته باشد، و قدر کلام الهى را بشناسد، و با تلاوت خویش خشنودى خدا را بخواهد؛ ولى امکان ندارد کسى دعا و درخواست و آرزو کند و کسى را که مى خواند و از او درخواست مى کند و آرزوى خویش را از او مى خواهد، یعنى خداوند - جلّ جلاله  را نشناسد؛ بنابراین ، دعا همواره مشتمل است بر: ب - معرفت به ذات و صفات خداوندى که او را مى خواند.ج - شناخت پیامبرى ص  که مردم را به سوى او دعوت مى نماید.د - معرفت به واگذارى امور خود به خدا و درخواست و طلب از پیشگاه او.ه‍ - ادب نیازمندى به خدا.و - دلبستگى و تعلّق خاطر به اعتماد و تکیه بر خدا.ز - معجزه ها و کراماتى که در نزد هرکس که دعاهایش مستجاب شده و حوایجش برآورده شده و ناراحتیهاى شدیدش برطرف شده ، تحقّق یافته است .و اینها همگى فایده ها و مَواهبى هستند که فضیلت آنها افزون و جایگاهش دو چندان و بیش از دیگر امور همسانِ آن است ، و براى هر کس ‍ که به معناى آنها پى برد، به روشنى بر امور دیگر ترجیح دارد.ممکن است کسى اشکال کند و بگوید: گاهى غیر عارفین به خدا نیز دعا مى کنند.جواب این سخن آن است که حتّى دشمن خداوند - جلّ جلاله - یعنى ابلیس نیز با دعا کردن و درخواست از خداوند منتفع شده ، آنجا که گفت : مرا از مهلت داده شدگان قرار ده ، و خداوند - جلّ جلاله - درخواست او را اجابت نموده و فرمود: إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ.  براستى که تا روز مشخّص و معلوم ، از مهلت داده شدگان هستى . لیکن امکان ندارد همان گونه که ابلیس به خاطر درخواست و دعا کردنش منتفع شد، کسى دشمنِ خداوند - جلّ جلاله - باشد و در حال عداوت و دشمنى ، به خاطر خواندن قرآن شریف ثواب داده شده ، و به ثمره آن نایل گردد.2 - از دیگر مرجّحات عقلى دعا بر تلاوت قرآن این است که : کسى که درخواست و دعا مى کند، به همان اندازه اى که در حاجت خویش به او نیاز و اضطرار دارد، به او توجّه نموده و در پیشگاهش اظهار خشوع و فروتنى مى نماید، بنابراین از آنجا که نیازمندیها و حوائج مردم به خداوند - جلّ جلاله - در زندگانى دنیا بسیار است ، دعا کننده نیز بسان شخص مضطرّ، ناچار از اخلاصِ عبودیّت و بندگى است ؛ لیکن تلاوت قرآن شریف در غالب اوقات از این حالتها خالى است ، بلکه چه بسا انسان قرآن را با حالت غفلت تلاوت مى نماید، و در نتیجه خود این کار در نزد اهل کمال  محسوب مى شود.