X
تبلیغات
رایتل

روایت آمده که : امام صادق ع  کف دستان مبارکش را به سوى آسمان گشود و فرمود رَغْبت این است ، و پشت کف دستان خویش را به سوى آسمان قرار داد و فرمود: رَهْبت این است ، و انگشتان شریف خویش را به سمت راست و چپ حرکت داد و فرمود: تَضَرُّع این است ، و تنها یک انگشت خود را بالا و پایین برد و فرمود: تَبَتُّل این است ، و دستش را در برابر صورت مبارکش به سمت قبله دراز کرد و فرمود: اِبْتِهال این است . سپس فرمود: تا قطره اشک بر صورتت جارى نگشته ، ابتهال مکن .
در حدیث دیگرى از امام صادق - صلوات اللّه علیه - آمده که : اِسْتِکانت در دعا این است که دعا کننده هنگام دعا، دستانش را بر دو شانه اش قرار دهد. یکى از احتمالاتى که ممکن است مقصود از این اشارات باشد آن است که : گشودن دست در حالت رَغْبَت ، به حال کسى که به خداوند - جلّ جلاله - امید دارد، و حسن ظنّش به تفضّل او بر خوف از جلالِ عظمتش فزونى دارد، نزدیکتر است ، لذا شخص راغب همواره خواهان ایمنى است ، و کف دستش را مى گشاید تا احسان خداوند به آن فرو ریزد. و شاید مقصود از حالت رَهْبَت و پشت کف دستها را به سوى آسمان نمودن ، این باشد که بنده با زبانِ حالِ خاکسارى ، به مالک دار فنا و بقاء مى گوید که : من جراءت آن را ندارم که کف دستهایم را به سوى تو بگشایم ، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پیشگاهت ، کف دستهایم را رو به زمین قرار داده ام . و شاید مراد از حرکت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت تَضَرُّع این باشد که شخص تضرّع کننده به شیوه زنِ فرزند مرده در هنگام مصیبتِ بیمناک ، دستانش را برگردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ کردن آنها، گریسته و نوحه سرایى مى کند. و شاید منظور از تَبَتُّل و بالا و پایین بردن یک انگشت بر اساس ‍ معناى تَبَتُّل در لغت که انقطاع و بریدن و گسستن است ، این باشد که گویا شخصى که تبتّل مى کند مى خواهد بگوید: من تنها و تنها به سوى تو منقطع گشته ام ، بخاطر اینکه تنها تو شایسته پرستش هستى ، و با یک انگشت و نه با همه انگشتان ، بر یگانگى و وحدانیّت خداوند سبحان اشاره مى نماید. و این مقام ارجمند و بزرگى است ، لذا بنده نباید آن را ادّعا کند، جز هنگامى که اشک از چشمانش جارى گردیده ، و بسان برده ذلیل در پیشگاه حضرت حقّ ایستاده ، و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذکر خواسته خویش ، توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد. و گویا مقصود از اِبْتِهال و دراز کردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله ، نوعى از اقسام بندگى و خاکسارى باشد. و شاید منظور از اِسْتِکانت و گذاشتن دستها بر شانه ها، این باشد که گویا دعا کننده با این حالت مى خواهد بگوید: من همانند برده جنایتکار  که با حالت اسارت ، و در حالى که در بند است و او را به غلّ و زنجیر بسته و به سوى مولایش مى برند و در پیشگاهش قرار مى دهند - دستهایم را به گردنم بسته ام .2-   بجا آوردن مدح و ثناى خداوند - جلّ جلاله - پیش از درخواست حوایج .در روایتى آمده که امام صادق ع  فرمود: هرگاه خواستید حاجتى از خداوند طلب نمایید، ابتدا مدح و ثناى پروردگار را بجا آورید، زیرا هرکس ‍ حاجتى از پادشاهى بخواهد، ابتدا نیکوترین گفتارى را توان بر آن را دارد، آماده نموده و بیان مى کند، پس هرگاه خواستید حاجتى از خدا بخواهید، ابتدا خداوند را ستوده و مدح نموده و به تمام خیر و خوبى ثناى او را بگویید . و نیز در روایت دیگر محمّد بن مسلم مى گوید: امام صادق ع  فرمود: در کتاب و دستْ نوشتِ علىّ ع  آمده است که مدح و ستایش پیش از مسئلت و خواستن حاجت است ، پس هرگاه خواستید به درگاه خدا دعا کنید، ابتدا ثناى او را بگویید. وى مى گوید به حضرت عرض کردم : چگونه ثناى خدا را بگویم ؟ فرمود: مى گویى :یا مَنْ هُوَ اءَقْرَبُ إِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ، یا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ، یا مَنْ هُوَ بِالمَنْظَرِ الاَعْلى وَ بِالاُفُقِ المُبینِ، یا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ
اى خدایى که از رشته رگ گردن به من نزدیکترى ، اى کسى که میان انسان و قلبش حایل مى گردى و از او به او نزدیکترى ، اى کسى که در تماشاگاه و منظر بلند و در افق و کرانه آشکار قرار دارى .و نیز در روایت دیگر معاویة بن عمّار مى گوید: از امام صادق ع  شنیدم که مى فرمود: راه دعا کردن این است : ابتدا بجا آوردن مدح و ثناى الهى ، سپس اقرار به گناهان ، آنگاه مسئلت کردن . به خدا سوگند هیچ بنده اى با وجود اصرار برگناه ، از گناه خارج نمى گردد، و هیچ بنده اى از گناه در نمى آید مگر اینکه به گناه خویش اقرار و اعتراف کند. و نیز در روایت دیگر، حلبى مى گوید: به امام صادق ع  عرض کردم : کنیزى دارم که از آن خوشم مى آید، ولى هر فرزندى از آن متولّد مى شود مى میرد، و اینک پسرى از آن متولّد شده که شبها مى ترسد، و مى ترسم که او نیز زنده نماند و بمیرد. امام صادق ع  فرمود: چرا دعا نمى کنى ؟ در پاسى از آخر شب برخیز و وضو بگیر و حقّ تمام اعضا را در وضو کاملاً بجاآور، و نماز بگزار و نیکو انجام بده ، و پس از نماز ستایش خدا را بکن ، مبادا که مدح و ستایش نکرده درخواست نمایى و حضرت چند بار این جمله را تکرار فرمود و دستور داد که ابتدا مدح و ثناى خدا را بگوید و پس از مدح و ستایشپروردگارت ، بر پیامبر اکرم ص  صلوات بفرست ، سپس حاجتت را بخواه ، که برآورده خواهد شد. آیا نشنیده اى که رسول خداص  دیدند که مردى نماز مى خواند، وقتى آن مرد نمازش را تمام کرد بلافاصله رو به درگاه خدا کرد و حاجتش را درخواست نمود، پیامبر اکرم ص  فرمود: این بنده در انجام امر پروردگارش ‍ عجله و شتاب نمود.و نیز بار دیگر دیدند کسى نماز مى خواند، هنگامى که وى نمازش را تمام کرد، ابتدا پروردگارش را ستود، و پس از مدح و ثناى پروردگار بر پیامبرش ص  صلوات فرستاد. آنگاه پیامبر اکرم ص  دوبار فرمود: درخواست کن که حاجتت برآورده مى شود. البتّه این در صورتى است که دعا کننده در حال دعا، امر خویش را به خداوندى که مالکِ امور اوست ، واگذار ننموده و از او درخواست نکرده باشد که هرکدام از دو حالت پنهانى و یا آشکارا دعا کردن  را که مى خواهد در دل او قرار داده و به او افاضه کند، وگرنه اگر به صورت کامل صفت تفویض را داشته باشد، خداوند - جلّ جلاله - هر کردار و گفتارى را که براى او مى پسندد، به او الهام مى فرماید. و این امرى است که ما بالوجدان آن را دریافته ، و عیاناً بدان یقین و باور داریم .در روایتى آمده که حضرت ابى الحسن امام کاظم ع  فرمود: یک بار پنهانى دعا نمودن ، با هفتاد بار آشکار و در حضور مردم دعا نمودن برابر است . و نیز در روایت دیگر آمده که امام صادق ع  فرمود: بزرگى ثوابِ دعا و تسبیح گفتن بنده بین خود و خدا را، جز خداوند - تبارک و تعالى - نمى داند. و بالاخره در روایت دیگر، صفوان جمّال مى گوید امام صادق ع  فرمود: خداوند - تبارک و تعالى - این امر یعنى ولایت ائمّة علیهم السلام   را بر اهل این گروه یعنى شیعیان  به صورت نهانى واجب نموده ، و هرگز آن را به صورت آشکارا نخواهد پذیرفت .صفوان مى گوید امام صادق ع  فرمود: هنگامى که روز قیامت فرا مى رسد، رضوان یعنى گنجینه دار بهشت ، مى بیند که گروهى در بهشت هستند ولى از منظر او عبور نکرده اند و وى هنگام ورود به بهشت آنها را ندیده است ، خطاب آنها مى گوید: شما چه کسانى هستید و از کجا وارد بهشت شدید؟ حضرت فرمود: مى گویند: کارى با ما نداشته باش ، ما گروهى هستیم که در به صورت نهانى خدا را پرستیدیم ، و خداوند نیز ما را به صورت پنهانى داخل بهشت فرمود.4- پاکیزه بودن از مظالم بندگان در حال دعا.چنانکه در روایت آمده که امیرالمؤمنین ع  فرمود: خداوند - تبارک و تعالى - به عیسى بن مریم علیهماالسلام  وحى فرمود که به جماعت و یا اشراف  بنى اسرائیل بگو: که جز با قلبهایى پاکیزه و چشمان خاشع و دستهاى پاکیزه به خانه من وارد نشوند، و به آنان بگو: دعاى هر کدام از شما را که حتّى از یک نفر از مردم چیزى را به ظلم و ستم گرفته باشد، اجابت نمى کنم .5- معذور ندانستن ظالم در ظلم خود.زیرا در روایت آمده که امام صادق ع  فرمود: هرکس ، ظالمى را به واسطه ظلم و ستم او معذور بداند، خداوند شخصى را بر او مسلّط مى گرداند که به او ظلم و ستم نماید، و اگر دعا کند دعاى او مستجاب نمى گردد، و خداوند به واسطه ستم کشیدنش به او پاداش نمى دهد.
6-   جبّار و سرکش نبودن .زیرا در روایت آمده که امام صادق ع  فرمود: خداوند - تبارک و تعالى - به حضرت داود ع  وحى نمود: به جبّاران و سرکشان بگو، مرا یاد نکنند، زیرا هر بنده اى به یاد من باشد، من نیز از او یاد مى کنم ، و اگر سرکشان مرا یاد کنند، آنان را یاد کرده و لعنتشان نموده و از رحمتم دور مى گردانم .
7-     دعا با قلب پاک و نیّت صادق .زیرا در روایتى که عمر بن یزید یا: مزید مى گوید از امام صادق ع  شنیدم که مى فرمود: مردى در بنى اسرائیل بود، که به مدّت سه سال به درگاه خداوند دعا مى کرد که پسرى به او بدهد. وقتى دید که خدا دعایش را مستجاب نمى فرماید، گفت : اى پروردگار من ، آیا از تو دورم و به من گوش ‍ فرا نمى دهى ، یا به من نزدیکى ، پس چرا جوابم نمى دهى ؟
حضرت فرمود: کسى به خواب او آمد و به او گفت : مدّت سه سال است که با زبان بد و دشنام دهنده ، و قلب متکبّر و ناپاک ، و بدون اینکه نیّتت صادق باشد، خدا را مى خوانى ، پس از اینها دست بکش تقواى الهى را در دل پیشه کن ، و نیّتت را نیکوگردان .حضرت فرمود: آن مرد چنین کرد و سپس به درگاه خداوند دعا نمود، و پسرى براى او متولّد شد.
8-    دعا نکردن ، درباره دفع ستمى که مثل آن را به دیگرى روا داشته باشد.زیرا در روایتى علىّ بن سالم مى گوید از امام صادق ع  شنیدم که مى فرمود: خداوند - تبارک و تعالى - فرمود: به عزّت و عظمتم سوگند، دعاى هیچ ستمدیده اى را درباره ستمى که به او شده ، در حالى که به احدى مشابه آن ستم را نموده باشد، مستجاب نمى گردانم .9-    پرهیز از گناه بعد از دعا، تا مبادا گناهانش او را از نیل به آرزویش ‍ بازدارد.چنانکه در روایت آمده که امام باقرع  فرمود: همانا بنده ، حاجتى از حوایج دنیوى را از خداوند - تبارک و تعالى  درخواست مى کند، و خداوند مى خواهد که تا مدّت زمان مشخّص نزدیک یا دور آن حاجت را برآورد، سپس بنده در همان زمان گناهى را مرتکب مى شود، پس خداوند به فرشته اى که براى برآوردن حاجت او گماشته شده مى فرماید: حاجت او را برآورده مکن و او را از آن محروم گردان ، زیرا او متعرّض خشم و غضب من شد، و از مستحقّ محرومیّت گردید.
10-    توبه از گناهان و صلاح و صدق در حال دعا.زیرا در روایتى عثمان بن عیسى به نقل از برخى از اصحاب امام صادق ع  آورده که به حضرت عرض کردم : دو آیه در کتاب خدا هست که من تاءویل آنها را نمى دانم . حضرت فرمود: آن دو کدامند؟ عرض کردم : فرمایش خداوند متعال که مى فرماید: اءُدْعُونى ، اءَسْتَجِبْ لَکُمْ. مرا بخوانید، تا دعایتان را براى شما اجابت کنم .و من دعا مى کنم و مستجاب نمى گردد.حضرت فرمود: آیا مقصودت این است که خداوند - تبارک و تعالى - خلف وعده مى نماید؟ عرض کردم : خیر
فرمود: آیه دیگر کدام است . وى مى گوید: عرض کردم : گفتار خداوند متعال که مى فرماید: وَما اَنْفَقْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ، وَ هُوَ خَیْرُ الرّازِقینَ.  و هرچه انفاق کنید، خداوند عوض و جانشین آن را به شما برمى گرداند، و او بهترین روزى دهندگان است . و من انفاق مى کنم و عوض و جانشین آن را نمى بینم .حضرت فرمود: آیا منظورت این است که خداوند خلف وعده نموده ؟ وى مى گوید: عرض کردم : خیر. فرمود: پس چه ؟ عرض کردم : نمى دانم . فرمود: لیکن من - ان شاء اللّه تعالى - براى تو بیان مى کنم .توجّه داشته باش اگر شما از دستورات خداوند اطاعت مى کردید و سپس دعا مى نمودید، مسلّماً خداوند دعاى شما را مستجاب مى فرمود، ولى مخالفت و نافرمانى خدا را مى کنید لذا دعایتان را مستجاب نمى نماید.و امّا اینکه گفتى : انفاق مى کنید و جانشین آن را نمى بینید، بدان که اگر شما مال را از راه حلال به دست آورده و سپس در راه حقّ و مواردِ درست انفاق مى نمودید، هیچ کس دِرْهَمى انفاق نمى کرد مگر آنکه خداوند عوض ‍ آن را به او برمى گرداند. و اگر از سمت و سو و جهتِ دعا او را مى خواندید، حتماً دعاى شما را اجابت مى نمود، اگرچه نافرمان و گناهکار باشید. وى مى گوید، عرض کردم : روش و جهتِ دعا چیست ؟ حضرت فرمود: هنگامى که نماز واجب را بجا آوردى ، خدا را ستوده و او را به بزرگى یاد نموده و با تمام توان مدح و ثنایش را مى گویى ، و بر پیامبر اکرم ص  صلوات فرستاده و در صلوات بر او نهایت کوشش را مى نمایى ، و گواهى مى دهى که حضرتش ، رسالت خویش را به خوبى تبلیغ نموده ، و بر ائمّه هدى علیهم السلام  درود مى فرستى . بعد از ستایش و ثناى خداوند و صلوات بر پیامبر اکرم ص ، عطایا و نیکیهاى خداوند نسبت به خود را یادآور شده و نعمتهاى او را ذکر مى کنى ، آنگاه خدا را ستایش نموده و او را بر تمام این امور شکرگزارى مى کنى ، و بعد به تک تک گناهانت اعتراف نموده و به آنها و یا به هر کدام که به یاد دارى اقرار نموده و به گناهانى که از یادت رفته و بر تو پوشیده است به صورت اجمالى اقرار کرده و از تمامى گناهانت به درگاه خداوند توبه مى کنى ، و تصمیم مى گیرى که هرگز به سوى آنها بازنگردى ، و با حالت پشیمانى و نیّت صادق و احساس هراس و امیدوارى ، از تمامى گناهانت طلب آمرزش مى کنى . و بخشى از گفتارت این باشد که : اءَللّهُمَّ، إِنّى اءَعْتَذِرُ إِلَیْکَ مِنْ ذُنُوبى ، وَ اءَسْتَغْفِرُکَ وَ اءَتُوبُ إِلَیْکَ، فَاءَعِنّى عَلى طاعَتِکَ، وَ وَفِّقْنى لِما اءَوْجَبْتَ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ ما یُرْضیکَ، فَإِنّى لمْ اءَرَ اءَحَداً بَلَغَ شَیْئاً مِنْ طاعَتِکَ إِلاّ بِنِعْمَتِکَ عَلَیْهِ قَبْلَ طاعَتِکَ؛ فَاءَنْعِمْ عَلَىَّ بِنِعْمَةٍ اءَنالُ بِها رِضْوانَکَ وَالْجَنَّةَ. خداوندا، از گناهانم به درگاه تو پوزش مى خواهم ، و از تو طلب آمرزش نموده و به سوى تو توبه مى کنم ، پس مرا بر طاعت و فرمانبرى از خود یارى فرما، و بر هر عمل که موجب خشنودى توست و بر من واجب نموده اى ، مؤفّقم گردان ، زیرا من هیچ کس را ندیده ام که به چیزى از اطاعتت نایل شده باشد، مگر اینکه تو پیش از آن طاعت ، نعمتت را بر او ارزانى داشته اى ، پس نعمتى را بر من ارزانى دار که به واسطه آن به خشنودى و بهشتت نایل گردم .سپس بعد از همه اینها، خواسته هاى خویش را مسئلت مى کنى ، و من امیدوارم که - ان شاء اللّه تعالى - خداوند تو را محروم برنگرداند.

توضیح دو نکته پیرامون حدیث گذشته
الف - توضیح فرمایش مولایمان امام صادق - صلوات اللّه علیه - که فرمود: اگر از جهت و سمت و سوى دعا خدا را بخوانید، مسلّماً دعایتان را اجابت مى نماید، اگر چه گناهکار باشید، این است که هرگاه بنده در حالى که گناهکار است ، خداوند - جلّ جلاله - را بخواند، خداوند دعاى او را استجابت مى کند؛ ولى استجابت دعایش به تاءخیر مى افتد؛ زیرا از سویى خداوند - جلّ جلاله - از بنده اش مى خواهد که توبه نموده و گناهان را ترک کند، و از سوى دیگر بنده مطالبى را با دعا از خدا درخواست مى نماید. و وقتى امر چنین باشد، خداوند - جلّ جلاله - با زبان حال به بنده مى گوید: من از تو چیزى را که حقّ من است - یعنى توبه - را مطالبه مى نمایم ، و تو با دعا چیزى را که حقّ تو نیست از من درخواست مى کنى ، پس وقتى تو چیزى را که من از تو مى خواهم و حقّ من است ، به من نمى دهى ، چگونه تعجّب مى کنى که من در برابر کیفر خوددارى کردن تو از دادن آنچه که من از تو درخواست نمودم ، از دادن چیزى که تو از من مى خواهى و حقّ تو نیست خوددارى کنم ؟!
ب - توضیح گفتار امام صادق ع  پیرامون فرمایش خداوند - جلّ جلاله - که فرمود: اگر روزى را از راه حلال به دست آورده و در راه حقّ و موارد درست انفاق مى نمودید، خداوند عوض آن را به شما برمى گرداند.، آن است که اگر بنده چیزى را براى هواى نَفْس خویش ‍ کسب کند و خرج کند، و نیّتش از این کسب و هزینه کردن معامله با خداوند - جلّ جلاله - و امتثال امر او نباشد، گویى که اراده خداوند - جلّ جلاله - و حکمت او را در تدبیر بندگان و مخلوقات برکنار نگاشته ، پس چگونه عوض انفاق او بر عهده خداوند - جلّ جلاله - باشد؟ زیرا تنها در صورتى ضمانت آن بر عهده خداوند - جلّ جلاله - خواهد بود که بنده به خاطر امتثال امر الهى کسب نموده و به امر خدا در طاعت او انفاق کند.11-  حضور قلب ، و تمایل نداشتن به دنیا.زیرا در روایتى آمده که : حضرت موسى ع  بر روستایى از روستاهاى بنى اسرائیل مى گذشت ، دید که توانگران آنان در حالى که لباسهایى بافته شده از مو پوشیده ، و خاک بر سرشان مى ریزند، و بپا ایستاده اند، و به درگاه پروردگار اشک بر گونه هایشان جارى است ، از روى ترحّم و دلسوزى برایشان گریست ، و به درگاه پروردگار عرض کرد: اى معبود من ، اینان بنى اسرائیل هستند که بسان کبوتر سخت مى گریند و ناله سر مى دهند، و همچون گرگ زوزه مى کشند، و همانند سگ عوعو مى کنند. خداوند به او وحى فرمود که : چرا چنین مى کنند؟ آیا به خاطر اینکه گنجینه من تمام شده است ، یا اینکه داراییها و عنایاتم اندک شده ، یامن مهربانترین مهربانها نیستم ؟ لیکن به اطّلاع آنان برسان که من به آنچه که در دلهایشان است آگاهم ، آنان مرا مى خوانند در حالى که دلهایشان از من غائب ، و به دنیا مایل است .
12- عدم غفلت و اشتغال نداشتن به امور بیهوده .زیرا در حدیث آمده که پیامبر اکرم ص  فرمود: در حالى که به اجابت دعا یقین دارید دعا کنید، و بدانید که خداوند هرگز دعاى کسى را که قلبش ‍ غافل و مشغول به لهو و امور بیهوده باشد، مستجاب نمى فرماید.
13-  ترک نکردن امر به معروف و نهى از منکر.زیرا در روایت آمده که پیامبر اکرم ص  فرمود: بى گمان یا امر به معروف و نهى از منکر خواهید نمود، و یا خداوند اشرار و بدهایتان را بر نیکانتان مسلّط خواهد نمود، و در این هنگام نیکانتان دعا خواهند نمود ولى دعاى آنان مستجاب نخواهد شد.
14-    نفرین نکردن بر دوست .زیرا در حدیث آمده که رسول خداص  فرمود: از خدا خواستم که نفرینِ دوست بر دوست خویش را مستجاب نگرداند.
15-  پاکیزگى خوراک و پرهیز از حرام خورى .زیرا روایت شده که امام صادق ع  فرمود: هرگاه کسى از شما خواست که دعایش مستجاب شود، کسب خویش را پاکیزه نموده ، و از مظالم مردم خارج شود، و براستى که دعاى بنده اى که در شکمش مال حرام است ، یا در نزد او مظلمه اى براى احدى از بندگان خدا است ، به سوى خدا بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد.و نیز در روایتى آمده پیامبر اکرم ص  فرمود: هرگاه خوراک دعا کننده حرام باشد و غذاى حرام مصرف کند، کى دعاى او مستجاب مى گردد؟!
16 - داشتن انگشترى نقره با نگین فیروزه .زیرا در حدیث آمده که امام صادق ع  فرمود: رسول خداص  فرمود خداوند سبحان فرمود: براستى که من شرم دارم دست بنده اى را که در آن انگشترى فیروزه است و به سوى آسمان بلند کرده ، نومید برگردانم .
17- داشتن انگشترى عقیق .روایت شده که امام صادق ع  فرمود: هیچ کف دستى محبوبتر از کف دستى که در آن انگشترى عقیق باشد، به سوى خداوند - عزّوجلّ - بلند نشده است .
18-  دعا نکردن پیرامون قطع ارتباط با خویشاوندى که قطع آن جایز نیست .زیرا در اعمال شب نیمه شعبان و غیر آن روایت و ارادت که : دعا در آن شب مستجاب مى شود، مگر دعاى کسى که قطع ارتباط با خویشاوندان خود نموده ، و یا درباره آن دعا نماید.
19-  در نظر داشتن مقصود خداوند - جلّ جلاله - از دعا و مقدّم داشتن آن بر خواست خود.به عنوان مثال : وقتى بیمار شد، مقصودش از دعا کردن براى تندرستى اش ، صرف زنده ماندن براى خواسته هاى نفسانى زودگذر و دنیایى که او را از آخرتش بازمى دارد، نباشد؛ بلکه براى این دعا کند که بر اساس اراده خداوند - جلّ جلاله - که همان طاعت و عبادت اوست ، زنده بماند.و مثال دیگر اینکه : وقتى فرزند و یا کسى که در نزد او عزیز است بیمار شد، دعا کردنش براى تندرستى آنان ، به خاطر میل نفسانى خود به زنده ماندن آنان در امورى که به مصلحت آنهاست ، یا لذّت و شیرین کامى خود، یا براى اینکه مبادا کسى به او شماتت کند، و مقاصدى از این قبیل نباشد، بلکه دعایش براى تندرستى آنان بدین منظور باشد که ایشان بر اساس ‍ طاعت و اراده و نظام حکمت خداوند - جلّ جلاله - پایدار و زنده باشند.ناگفته نماند که : ممکن است براى برخى به محض اطّلاع از شرایط اجابت دعا که یادآور شدیم ، زود حالت یاءس دست دهد، یا بر بعضى از این روایات طعن و خرده بگیرند.پس توجّه داشته باش که اینها همگى شرایطِ دعایى است که :الف - مسلّماً مستجاب مى شود.ب - یا بزودى مستجاب شده و ثمره مى دهد.ج - یا درست همان چیزى که درخواست مى شود و نه عوض آن ، حاصل مى شود.د - یا تنها کسى که حاجتِ بسیار دارد، نیازمند این همه احتیاط کارى است .ه‍ - یا توجیه هاى دیگر از این قبیل که سازگار با تصدیق این روایات باشد.وگرنه مسلّماً مى دانیم که خداوند متعال دعاى ابلیس را با وجود اصرار بر گناه ، و نیز دعاى افراد بسیارى را که هنگام دعا کردن تمام این شروط را نداشته اند اجابت فرموده است .و در هرحال ، سزاوار است که انسان هنگام مناجات ، در تحصیل این شروط بکوشد، جهت به برآورده شدن حاجت  ان شاء اللّه تعالى  احتیاطکارى نموده باشد.