X
تبلیغات
زولا

بریز اسماء کمی آبی، به رنگ آه و بی‌تابی
در این یلدای مهتابی، ولی آهسته آهسته
بده مهلت بر این حیدر، که گشته واله و مضطر
بگرید پای این پیکر، ولی آهسته آهسته
بگریید ای عزیزانم، بر این دستان لرزانم
بر این شامِ غریبانم، ولی آهسته آهسته
بیا زینب، بیا جانم، حسین ای دیده گریانم
حسن شمع شبستانم، ولی آهسته آهسته
نگاهی با دو چشمِ تر، نما بر پیکر مادر
بنالید ای گلان یک سر، ولی آهسته آهسته
ببین پهلوی بشکسته، ببین جسمِ کفن بسته
ببین زهرا دل خسته، ولی آهسته آهسته
بَرَم او را بر این شانه، به دلْ خونی از این خانه
به این حالی غریبانه، ولی آهسته آهسته