X
تبلیغات
رایتل

عن المفضل بن عمر، عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابیه ، عن ابائه علیهم السلام قال : قال رسول الله : ان الله جل جلاله ، اوحى الى الدنیا ان اتعبى من خدمک و اخدمى من رفضک ، و ان العبد اذا تخلى بسیده فى جوف اللیل المظلم و ناجاه ، اثبت الله النور فى قلبه فاذا قال یا رب ، ناداه الجلیل جل جلاله لبیک عبدى سلنى اعطک و توکل على اکفک ثم یقول جل جلاله لملائکته : ملائکتى انظروا الى عبدى فقد تخلى فى جوف هذا اللیل المظلم و البطالون لاهون والغافلون نیام اشهدوا انى قد غفرت لهمفضل بن عمر از حضرت صادق (علیه السلام ) و آن بزرگوار از پدرش ، از پدران بزرگوارش (علیه السلام ) نقل مى کند که رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: خداوند جل جلاله به دنیا وحى کرد: هر کس در خدمت تو باشد، تو را به رنج و تعب بیانداز و هرکس که تو را رها کند، تو در خدمت او باش و هرگاه بنده در دل شب تار، با مولاى خود خلوت کند و با او به راز نیاز پردازد، خداوند نور را در دل او جایگزین فرماید.
و چون بگوید اى رب و اى رب من ، خداوند جلیل جل جلاله صدایش ‍ کرده و گوید لبیک (بله بله ) اى بنده من ، بخواه از من تا عطایت کنم به من توکل نماى تا کفایتت کنم ، سپس خداوند جل جلاله به فرشتگانش ‍ مى فرماید: اى فرشتگان من ، بنده ام را بنگرید، در دل این شب تیره با من خلوت کرده است در حالى که بطالت پیشگان به لهو و لعب مشغولند و غفلت زدگان در بستر خواب خفته اند، اینک گواه باشید که من به طور حتم او را آمرزیدم .
خداوند مشتاق کیست

خداوند متعال به یکى از صدیقین وحى نموده که براى من بندگانى هستند که مرا دوست مى دارند و من هم آنها را دوست مى دارم ، آنان مشتاق من ، و من هم مشتاق آنها هستم ، و آنها مرا در یاد دارند و من هم به یاد آنان هستم ، آنها به من نظر دارند، و من هم به آنها نظر دارم ، پس اگر تو قدم جاى قدم آنها بگذارى ، تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوى عقوبتت خواهم نمود.
آن صدیق گفت : معبود من نشانه آنها که مورد توجه تو هستند چیست ؟
خطاب رسید: آنان روزها همچون چوپان مهربانى که مواظب گوسفندان خود هست به سایه مى نگرند و منتظر آمدن شب هستند، و همان گونه که پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشیانه خود مى گردند. اینان هم با همین حال به استقبال غروب خورشید مى روند، پس آنگاه که شب فرا رسید، و تاریکى همه جا را فرا گرفت ، و فرش ها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستى با دوست خود خلوت نمود اینان در برابر من به پاى مى ایستند و صورتهاى خود را بر خاک مى نهند، و با تلاوت آیات قرآن به مناجات و گفتگوى با من برمى خیزند، و نعمتهاى مرا سپاس مى گویند پس ‍ آنان را مى بینى که گاه گریه مى کنند، و گاه شیون سر مى دهند، گاه آه مى کشند، و گاه از معاصى و گناهان شکوه مى کنند، گاه ایستاده و گاه نشسته ، و گاهى در حال رکوع ، و گاه در سجده هستند، و آنچه را که به خاطر من تحمل آن مى کنند، همه را مى بینم ، و شکوه هائى که از محبت من بر لب دارند مى شنوم .
اول چیزى که به آنها عطا کنم سه چیز است یکى اینکه نور خودم را در دلهاى آنها بیفکنم در نتیجه همانگونه که من از آنها آگاهم ، آنها نیز از من با خبر خواهند بود، دوم اینکه اگر آسمانها و زمین ها و آنچه را که در این میان هست در میزان آنها ببینم باز آن را کم خواهم دانست سوم رو سوى آنها مى کنم ، آیا اگر کسى من رو سوى او آورم ، احدى مى تواند بداند که چه به او عطا خواهم نمود.