X
تبلیغات
رایتل

1 ـ ذکر یا صلات بدنی: زبان وبقیه اعضا وجوارح با طهارت وادب وتحت فرمان حق، اجزاء و ارکان نماز را به جای آورند.

2 ـ ذکر یا صلات نفس: نفس تحت فرمان عقل وعالَم اله، با رغبتی صادق با تفکّر وعلم وعمل، مراتب تخلیه، تجلیه، تحلیه وفنا را طی کند تا «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکّـیها»، تحقق یابد؛ یعنی رستگار شد هر کس جان خود را پاک داشت.

3 ـ ذکر یا صلات قلب:   پاسبان حرم دل شده‏ام شب همه شب    تا در این پرده جز اندیشه اونگذارم   "حافظ"   قلب مقام حضور وسیر در اسما وصفات وتفکّر در عالم ملکوت ومطالعه عالم جبروت وجای حبّ اللّه والهام و وحی وبه فرمایش صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم : «القَلبُ حَرَمُ اللّه فلا تُسکِنْ حَرَمَ اللّهِ غیرَاللّه»؛ یعنی قلب حَرَم خداست، پس بیگانه را در حرم خدا جای مده.  پس قلب سلیم به مقام تسلیم ورضا رسیده که، هر چه آن سلطان کند نیکو بُوَد ودر مقام صدق وصفا در نماز وذکر خداست وغیر از او نمی‏شناسد. پس بنده با این ذکر به فنای در حق رسیده وشاهد اوست.

4 ـ ذکر یا صلات سرّ: که مقام مناجات وراز گفتن با خدای خویش است. که مُصَلّی در مقام سِرّ به رؤیت ولقاء رسیده، قال النّبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم : «لوعَلِمَ المُصَلّی مَن یُناجی ما التفت»؛ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: اگر نمازگزار می‏دانست با که مناجات می‏کند، چنان محو بود که رونمی‏گرداند؛ یعنی از خود وماسوی سفر کرده تا به فنای فی اللّه رسیده، تا به سفر دوم سیر در اسما وصفات مشرّف گشته وبا شهود، ذمایم اخلاق را محوکرده ومتحقّق به اخلاق اللّه شده وبقای حقّانی یافته، دگر دل از دلبر نتواند گرفت.

5 ـ ذکر یا صلات روح: که مصلّی با شهود در مقام روح که وادی مقدس است، «نفخت فیه من روحی» که ذکرِ روح با شهود حضرت حق در این وادی مقدّس، از کثرت اسما ومظاهرش گذشته، دویی رفته وبه وحدت رسیده: «ذکر الروح بالتفرید والمحبّة؛ فَاذْکُرونی بِالتَفریدِ والمَحَبّة، أَذْکُرکم بِالتَوحید والقُرْبةِ والحِیْرة».

ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من    تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته

6 ـ ذکر یا صلات خَفیّ: (به فرمایش استاد جناب حسن زاده آملی روحی فداه:) انسان دارای یک کانال سرّی است بین خود وخدای خود، که هیچ کس بدان آگاه نیست وتمام اسرار ومناجات پنهانی اش از این کانال سرّی ردّ و بدل می‏شود و رزق معنوی اونیز از این کانال سرّی جاری است. آب زلال ومائده آسمانی از این کانال است، اگر از هر آلودگی پاکش نگاهدارند، همه طیّبات است، مثل روزی رُسُل اللّه که می‏خورند وبه عمل صالح تبدیل می‏شود: «یا أیُها الرُسل کُلُوا مِنَ الطَیّبات وَاعْمَلوا صالِحا».

بعضی از اهل معرفت این کانال را اسم اعظم خدا دانستند که مصلّی به شهود غیبِ (وهو الباطن) رسیده، لااله الاّ هو وصلاتش باطنی واز این کانال است.

7 ـ ذکر ذات احدیّ در مقام فنای عبد و بقای باللّه: صلات حقّانی در این مقام رخ می‏دهد که مصلی هیچ نمی‏بیند، حتی خود ونمازش را و شاهد ذات احدی است ونماز در این مقام، ذکرُاللّه اکبر است که حق خود ذاکر است وخود مذکور؛ لا هو إلاّ هو.

لقَد کُنتُ دَهرا قَبل أَن تُکشف الغِطاء    إِخالک إِنی ذاکر لَکَ شاکرٌ

فَلمَّا تَجَلّی اللّیلُ أَصْبَحْتُ موقنا    بِأَنّکَ مذکُورٌ وذکرٌ وذاکر؛

خدایا روزگاری که در حجاب ظلمت بودم، گمان می‏کردم که من ذاکر و شاکر توام، ولی وقتی حق در این ظلمتکده تجلّی کرد، شبم به صبح صادقِ شهود، مبدّل شد و دانستم که، ذکر و ذاکر و مذکور همه تویی؛ یعنی تو تجلّی می‏کنی و قلب و سرّ به تصرّف تو ذاکر تواند وچشم بنده که عین اللّه است جز تو نمی‏بیند و زبان بنده که به طهارت رسید، جز وصف جمال دوست نمی‏داند.

واین مراتب هفت گانه، همه مراتب وجود است وقرآن وانسان وذکر.