احکام و آداب تیمّم بدل از وضو

احکام تیمّم
این طهارت که در عرف شرع تیمّم نامیده مى شود، رحمت و اِنعام و بزرگوارى و بخششى است از جانب خداوند - جلّ جلاله - نسبت به کسانى که نمى توانند با آب طهارت کنند. و ویژگى خاکى که به آن تیمّم مى شود این است که : باید پاک بوده ، و از ناحیه شرع در استعمال آن ماءذو باشیم .و اگر کسى که وظیفه اش تیمّم است خاک پیدا نکرد، از گرد و غبار نمدِ زین اسب و مانند آن تیمّم مى کند. و در صورت نبودن آب و خاک و در حالت اضطرار و ناچارى مى توان با هر چیز که گرد و غبار داشته باشد، تیمّم کرد.

عذرهایى که موجب تیمّم مى شود
فقط وقتى مى توان تیمّم کرد که وقت نماز تنگ شده و تنها به اندازه اى که بتوان تیمّم کرد وقت باشد، و یا بکلّى آب یافت نشود؛ یا استعمال آب براى شخص - به خاطر بیمارى یا عدم امکان پرداخت بهاى آب ، و یا به جهت عذرهایى دیگرى که در شریعت محمّدیّه ص  مجوّزِ تیمّم هستند - ممکن نباشد. اگر عدم امکان طهارت با آب ، به خاطر پیدا نشدن آب بوده و شخصى که آب پیدا نکرده در صحرا باشد، باید هنگام تنگ شدن وقت نماز، در زمین هموار به اندازه مسافت پرتاب دو تیر، و در زمین سخت و ناهموار به اندازه مسافت پرتاب یک تیر، در جستجوى آب برود. و جستجوى آب براى هرکس که قدرت بر آن داشته باشد امر مهمّ و بسیار مورد تاءکید است .

 کیفیّت تیمّم
اگر انسان در بیابان بود و پس از جستجو آب پیدا نکرد، یا عذرى در ترک طهارت به آب براى نماز داشت مانند برخى از عذرهایى که بدان اشاره نمودیم ، کیفیّت تیمّم براى طهارت از حَدَث اصغر و بدل از وضو آن است که : تیمّم کننده کف دو دستش را بر خاک بزند، سپس آنها را به هم مى زند تا گرد و غبار آنها بریزد، و کف دستها را بر پیشانى اش ، از ابتداى جلوى سر ورستنگاه مو تا گوشه بینى  مى کشد. البتّه مقصود از گوشه بینى ، طرفِ سربینى است ، و پس از آن کف دست چپش را روى کف دست راستش از اوّل کف دست راست تا سر انگشتان ، و کف دست راستش را روى کف دست چپش از اوّل کف دست چپ تا سر انگشتان  مى کشد.پس وقتى اینها را انجام داد، وارد شدن در نماز و عباداتى که به طهارت احتیاج دارد، مباح و جایز مى گردد. امورى که وضو را باطل مى کند، و علاوه امکان طهارت با آب و وضو گرفتن تیمّم را باطل مى کند .

احکام و آداب غسل از دیدگاه عقل و نقل
آداب معنوى غسل
چیزى که در مورد غسل ، در نزد عارفان مهمّ است ، این است که پیش از شروع غسل ، گناهان و دلهایشان را با آب خشوع و فروتنى ، و عیوب اعضا و جوارح خویش را با اشک چشم شستشو داده ، و با دستاویز اخلاص ، نیّت غسل توبه نموده ، و هنگام غسل به مقام اختصاص و برگزیدگى در نزد پروردگار داخل شوند .

اقسام غسلها
غسلها دوگونه اند: واجب و مستحبّ. و غسلهاى واجب بر مکلّفینِ زنده عبارت است از غسل جنابت ، و غسل مسّ میّتِ آدمى بعد از سرد شدن به واسطه مرگ و پیش از غسل دادن آن . و غسلهاى واجب بر زنان نیز عبارت است از: غسل جنابت و همچنین غسل حیض و نفاس و استحاضه و غسل مسّ میّت . و غسلهاى مستحبّ بیست و هشت غسل ، و بلکه بیشتر از این عدد است ، که در روایات براى هر کدام از آنها فضیلت و ثواب خاصّى ذکر شده است . و غسل اموات و مردگانى که غسل دادنشان در شریعت سیّدالمُرسَلین ص  واجب است نیز از غسلهاى واجب مى باشد که ما گزیده و اجمالى از مطالب مفصّل مربوط به آن را ذکر خواهیم نمود، تا کسانى که خواهان عمل هستند بر معناى آن آگاهى پیدا کنند .

احکام واجب بر جنب
وقتى انسان با همسر خود همبستر شد به گونه اى دو ختنه گاه یعنى جاى ختنه مرد در آلت تناسلى با جایگاه ختنه زن  برخورد نمود و یا به خاطر بیرون آمدن منى که با جهش بیرون آمده و جنابت بودنش معلوم و یقینى باشد - خواه در خواب باشد یا در بیدارى ، با شهوت باشد یا بدون شهوت - جنب شد،

 1-  براى او جایز نیست که در مسجد داخل شود، مگر اینکه ناچار باشد و به صورت گذرا از مسجد بگذرد. 

۲-  نباید در حال اختیار چیزى در آنجا بگذارد، جز در مسجد الحرام و مسجد مدینه شریفه که حتّى جایز نیست از آن دو عبور کند. 

۳- شخص جنب نباید نوشته مُصْحَف و قرآن شریف و یا اسمى از اسماء خداوند - جلّ جلاله - و نامهاى پیامبران خدا و ائمّه - صلوات اللّه جلّ جلاله علیهم اجمعین - را مسّ کند. 

۴-  براى جنب جایز است که همه قرآن بجز چهار سوره عزائم را بخواند، و مادام که جنب است نباید حتّى به مقدار کم از این چهار سوره را قرائت کند. و آنها عبارتند از : سوره هاى الَّم سجده و حَّم سجده ، و والنّجْم ، و إِقْرَاءْ بِاسْمِ رَبِّک . 

۵-  خوردن و آشامیدن در حالت جنابت مکروه است ، و اگر شخصجنب ، احتیاج به خوردن و آشامیدن پیدا کرد، ابتدا مضمضمه و استنشاق نموده و آب در دهان و بینى گردانده و بعد مى خورد و مى آشامد. 

۶-  خوابیدن بعد از جنابت مکروه است مگر بعد از گرفتن وضو،
7-   خضاب کردن و حنا گذاشتن براى جنب مکروه است .

 کیفیّت غسل
اگر کسى خواست غسل جنابت کند، در صورتى که غسلش به خاطر انزال منى که با جهش مى آید باشد،
1- واجب است که ابتدا با بول کردن یا هرچیزى که جانشین آن باشد، استبرا نماید، و این کار بر زنان واجب نیست . 

۲- سپس هرجایى از بدنش را که نجس شده شستشو دهد. 

۳- مستحبّ است که سه بار دستش را بشوید. 

۴-  مستحبّ است هنگام غسل کردن بگوید:اءَللُّهمَّ، طَهِّرْنى ، وَ طَهِّرْ قَلْبى ، وَ اشْرَحْ صَدْرى ، وَ اءَجْرِ عَلى لِسانى ذِکْرَکَ وَ مِدْحَتَکَ وَ الثَّنآءَ عَلَیْکَ. اءَللُّهمَّ، اجْعَلْهُ لى طَهُوراً وَ شِفآءاً وَ نُوراً، إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ.خداوندا، مرا پاکیزه بگردان ، و قلبم را پاک نما، و سینه و دلم را بگشاى ، و یاد و مدح و ثنایت را بر زبانم جارى گردان ، خدایا، آن یعنى غسل کردن  را براى من مایه پاکیزگى و بهبودى و نور قرار ده ، براستى که تو بر هر چیز توانا هستى .

 .5- مستحبّ است پیش از غسل ، مضمضه و استنشاق نموده و آب در دهان و بینى اش بگرداند
6- نیّت غسل را مى تواند هنگام مضمضه و شستن دهان ، و یا وقت شروع غسل بکند. و نیّت آن به این صورت است که : غسل جنابت مى کنم به خاطر واجب بودن آن ، تا به این وسیله حالت جنابت رفع ، و هرچه با غسل کردن مباح مى گردد برایم مباح و جایز گردد، در حالى که بد منظورم عبادت خداوند سبحان از آن جهت که شایسته عبادت است  مى باشد.7- خواست غسل را به صورت ارتماسى انجام دهد، کافى است تنها یک بار به گونه اى در آب فرو رود که آب به تمام بدنش برسد. 

۸-  اگر خواست به صورت ترتیبى غسل کند، ابتدا سرش را تا بیخ گردن شستشو داده و آب را به بُنِ موهاى سرش مى رساند، و اگر ریش داشته باشد آب را به بُنِ موهاى آن نیز مى رساند، سپس سمت راست بدنش را از بالاى شانه راست تا پایین پاى راست شستشو داده ، و بعد سمت چپ بدنش را از بالاى شانه راست تا پایین پاى چپش مى شوید

9- مقدار آبى که براى غسل کفایت مى کند، عبارت است از کمترین مقدارى که بر اساس انجام غسل که شرح دادیم بر بدن جارى گردد، به گونه اى که غسل شرعى نامیده شود

10- و ترتیب غسل ، به ترتیبى که ذکر نمودیم واجب است ، ولى مُوالات و پى در پى انجام دادن اعمال غسل واجب نیست . 

11- کیفیّت تمام غسلها - خواه واجب باشد و خواه مستحبّ - به همین صورتى است که ما از هنگام مضمضه و آب در بینى گرداندن تا آخر فراغت از غسل بیان نمودیم . 

12- کیفیّت غسل کردن زن مانند غسل حیض و استحاضه مخصوص  و نفاس به همین صورت است

احکام و آداب و ادعیه وضو

کیفیّت وضو گرفتن
در روایت آمده که امام صادق ع  فرمود: روزى امیرالمؤمنین ع  با محمّد ابن حنفیّة نشسته بودند، حضرت فرمود: اى محمّد، ظرفى آب بیاور تا براى نماز وضو بگیرم . محمّد آب آورد، حضرت آب را با دست چپ ، بر دست راستش ریختند و سپس فرمودند: بِسْمِ اللّهِ، اءَلْحَمْدُللّهِِ الَّذى جَعَلَ المآءَ طَهُوراً، وَ لَمْ یَجْعَلْهُ نَجِساً.  به نام خدا، سپاس خدایى را که آب را پاکیزه و پاکیزه کننده قرار داد، و آن را نجس و آلوده قرار ندادسپس به توالت رفته  و خود را شستشو داده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، حَصِّنْ فَرْجى وَ اءَعِفَّهُ، وَاسْتُرْعَوْرَتى ، وَ حَرِّمنْى عَلَى النّارِ.  خدایا، شرمگاهم را محفوظ و پاکدامن بدار، و عورتم را بپوشان ، و آن را بر آتش جهنّم  حرام کن . پس از آن آب در دهان گردانیده و مضمضه نموده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، لَقِّنى حُجَّتى یَوْمَ اءَلْقاکَ، وَ اءَطْلِقْ لِسانى بِذِکْرِکَ وَ شُکْرِکَ. خداوندا، روزى که با تو ملاقات مى کنم ، حجّت و دلیلم را به من تلقین نموده و بفهمان ، و زبانم را به یاد و شکر گزارى ات  بگشاى .سپس آب داخل بینى کرده و استنشاق نموده و فرمودند:اءَللّهُمَّ، لاتُحَرِّمْ عَلَىَّ ریحَ الْجَنَّةِ، وَ اجْعَلْنى مِمَّنْ یَشَمُّ ریحَها وَ رَوْحَها وَ رَیْحانَها وَ طیبَها.  خدایا، بوى بهشت را بر من حرام منما، و مرا از کسانى قرار ده که بو و نسیم و بوى خوش و عطر بهشت را مى بویند. سپس صورت خویش را شسته و فرمودند: اءَللّهُمَّ، بَیِّضْ وَجْهى یَوْمَ تَسْوَدُّ فیهِ الْوُجُوهُ، و لاتُسَوِّدُ وَجْهى یَوْمَ تَبَیُّضُ فیهِ الْوُجُوهُ. خداوندا، روزى که چهره ها در آن سیاه مى گردد، روى مرا سپیدگردان ، و در روزى که رویها سفید مى گردد، مرا رو سیاه مفرما. آنگاه دست راست خویش را شسته و فرمودند: اءَللّهُمَّ، اءَعْطِنى کِتابى بِیَمینى ، وَالْخُلْدَ فِى الْجِنانِ بِیَسارى ، وَ حاسِبْنى حِساباً یَسیراً.  خدایا، نامه عملم را به دست راستم بده ، و جاودانگى در بهشتت را به دست چپم ، و به صورت آسان از من حساب کشى بفرما. سپس دست چپ خود را شستشو داده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، لاتُعْطِنى کِتابى بِشِمالى وَ لا مِنْ وَرآءِ ظَهْرى ، وَ لاتَجْعَلْها مَغْلُولَةً إِلى عُنُقى ، وَ اءَعُوذُ بِکَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النّیرانِ. خداوندا، کتابم را به دست چپ و از پشت سرم  به من مده ، و آن را بسته برگردنم قرار مده ، و به تو پناه مى برم از جامه هاى بریده و مهیّا شده از آتش .سپس سر خود را مسح نموده و فرمودند: اءَللّهُمَّ، غَشِّنى بِرَحْمَتِکَ وَ بَرَکاتِکَ وَ عَفْوِکَ وَ عافِیَتِکَ مِنَ الْبَلْوى .. خدایا، مرا غرق در رحمت و برکات و عفو و گذشت و ایمن از بلا خود بگردان . پس از آن پاهاى خویش را مسح نموده و فرمودند:اءَللّهُمَّ، ثَبِّتْنى عَلَى الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ یَوْمَ تَزَلُّ فیهِ الاَْقْدامُ، وَاجْعَلْ سَعْیى فیما یُرْضیکَ عَنّى خداوندا، در روزى که قدمها مى لغزند مرا بر صراط مستقیم  ثابت و استوار گردان ، و سعى و کوششم را در چیزى قرار ده که موجب خرسندى تو از من گردد. سپس حضرت سرشان را بلند کرده و به محمّد نگاه نمود و فرمود: اى محمّد، هرکس مانند من وضو بگیرد، و همانند من دعا کند، خداوند - عزّوجلّ - از هر قطره آبى که در وضوء استفاده نموده  فرشته اى مى آفریند که تقدیس و تسبیح و تکبیر بگوید، و خداوند ثواب آن را تا روز قیامت براى او مى نویسد.احکام و آداب وضوء
در روایاتى که از ائمّه علیهم السلام  در تفصیل احکام وضوء وارد شده ، آمده است که : کسى که مى خواهد وضو بگیرد، هنگام شستن صورت از اوّلِ رستنگاه  موى جلو سر آغاز نموده تا آخر چانه اش را مى شوید، و هنگام شستن دستها از روى دستها شروع نموده و از آرنج تا سر انگشتان را شستشو مى دهد، و به اندازه پهناى  سه انگشت جلو سرش را مسح مى کند، البتّه کمتر از این هم کفایت مى کند و هنگام مسح کردن روى پاها از سر انگشتان شروع نموده و تا برآمدگى روى پاها را که کعب عالى نامیده مى شود، مسح مى کند. و اگر صورت و بازوها و دستهایش را دوبار بشوید جایز است ، و بین فضیلت دو روایتى که در این باره نقل شده است جمع نموده است .مُبطلات وضوء
و جنابت ، و مسّ میّت بعد از سرد شدن بدن میّت و پیش از غُسل دادن میّت وضو را باطل مى کند؛ و نیز خوابى که بر گوش و چشم غالب باشد، و همچنین هر چیزى که عقل را از بین مى برد، و نیز بول و غایط، و خارج شدن قطعى و یقینى باد از انسان آن را باطل مى کند. و افزون بر اینها در مورد زنان ، حیض و نفاس و استحاضه از امورى است که وضو را باطل مى کند.

فواید مناجات بسیار و فضیلت دعا در غیاب مؤمنین و براى حضرت حجّت ع

فواید محافظت بر مناجات از راه عقل
1-  ذکر خداوند - جلّ جلاله - بر دل یا:عقل  انسان غلبه بیشترى پیدا کرده ، و در نتیجه موجب اُنس بنده با پروردگار مى گردد، و بنده در عوض ‍ اشتغال به خواطر دنیوى و اسباب ناپایدار، به خدا مشغول مى گردد، و در نتیجه همین مطلب او را به سوى مراقبت مولاى خویش ، و سلامتى از دورى از حضرت حقّ، و نیل به خشنودى او فرا مى خواند.2-  بنده مى تواند بدین وسیله به منزلت پروردگار در قلب خویش پى ببرد؛ زیرا اگر دید نَفْسش به تکرارِ اَذکار میل و رغبت دارد، پى مى برد که خداوند - جلّ جلاله - در نزد او مقام و منزلت دارد، به گونه اى که همین منزلت ، وسیله اى براى نیل به سلامتى از خطرها مى گردد، زیرا هرکس ‍ چیزى را دوست بدارد، بسیار از آن یاد مى کند.3-  خداوند - جلّ جلاله - مى فرماید: اءُذْکُرُونى ، اءَذْکُرْکُمْ.  و معلوم است که اگر پادشاهى از پادشاهان دنیاى فانى به یکى از بردگانش که قدر منزلت والاى او را مى شناسد، بگوید که : به یاد من باش ، تا اینکه من نیز به یاد تو باشم . و او همان گونه که در محضر خداوند - جلّ جلاله - است ، در حضور آن پادشاه باشد، مسلّماً در دوام یاد او کوشش ‍ مى کند، تا مولایش به یاد او بوده ، و در دنیا و آخرت او را به ذکر و یاد خود مشرّف سازد. آیا به معناى گفته شاعر توجّه نمى کنى آنجا که درباره معشوقه فانى خویش مى گوید:

یَوَدُّ بِاءَنْ یُمْسِىَ مَرْیضاً لَعَلَّها

اِذا سَمِعَتْ عَنْهُ، بِشَکْوىً تُراسِلُهُ

وَ یَهْتَزُّ لِلْمَعْرُوفِ فى طَلَبِ الْعُلى

لِتُذْکَرَ یَوْماً عِنْدَ سَلْمى شَمآئِلُهُ

- عاشق دوست دارد که شب را با مریضى سپرى نماید، تا شاید وقتى معشوقه اش سَلْمى  خبر او را شنید، شکوه و گله اى به سوى او بفرستد. و در جستجوى بلند پایگى و شرافت ، به سوى نیکى حرکت مى کند، تا خلق و خوى پاکیزه و فضایلش روزى در نزد سلْمى ذکر شود. و لذا بندگان عارف و مؤدّب و فرهیخته همواره مى کوشند که بسیار به یاد مولاى خویش که پیوسته آنان را مى بیند باشند، تا او نیز از ایشان یاد کند؛ و یا به فضل و کرم خویش از آنان خشنود گردد، و یا آنان را خشنود سازد.فوائد مواظبت بر مناجات از راه نقل
از جمله فوائد محافظت بر مناجات با پروردگار از راه روایات که من یافته ام ، چندین فائده بزرگ و آرزو کردنى است :نخست اینکه هُلْهَم شدن به دعا، نشانه کوتاهى بلا و گرفتارى است . چنانکه در روایت آمده که امام صادق ع  فرمود: آیا مى دانید کدام بلا طولانى و کدامیک کوتاه است ؟ راوى مى گوید عرض کردیم : خیر. حضرت فرمود: هرگاه به شما، و یا به یکى از شما، الهام شد که دعا کند، پس بداند که آن بلا کوتاه خواهد بود.
دوّم اینکه : دعا کردن پیش از گرفتارى ، مسلّماً بلا و گرفتارى را دفع مى کند، ولى با دعا کردن بعد از بلا گاهى نمى توان به امید و آرزوى خود رسید. چنانکه در روایت آمده که حضرت ابوالحسن امام کاظم ع  فرمود: حضرت علىّ بن الحسین علیهماالسلام  پیوسته مى فرمود: هرکس پیشاز نزول بلا پیشدستى نموده و دعا کند، هنگامى که بلا نازل مى شود دعایش ‍ مستجاب مى گردد، ولى هرکس پیشتر دعا نکند، و بعد بلا بر او نازل شود وآنگاه دعا کند، دعایش مستجاب نمى گردد.
سوّم اینکه : فرشتگان ، دعاى بنده اى را که تنها هنگام گرفتارى دعا مى کند، ولى در حال آسایش و خوشى دعا نمى کند، از رسیدن به مرحله اجابت جلوگیرى مى کنند. چنانکه در روایت آمده که امام صادق ع  فرمود: هرگاه بنده اى هنگام بلا و گرفتارى دعا کند، و در حال آسایش و خوشى دعا نکند، ملائکه جلو صداى او را مى گیرند و مى گویند: این صداى ناآشنا و غریبى است . پیش از این کجا بودى ؟
چهارم اینکه : پافشارى کردن و اصرار در دعا، کلید نجات و رهایى است .چنانکه در حدیث است که امام صادق ع  مى فرمود: به خدا سوگند، هیچ بنده مؤمنى پیرامون حاجتى به درگاه خداوند پافشارى نمى نماید، مگر اینکه خداوند حاجت او را برآورده مى سازد. و نیز در روایت آمده که امام صادق و امام باقر علیهماالسلام  فرمودند: به خدا سوگند، هیچ بنده مؤمنى به درگاه خداوند اصرار نمى کند، مگر اینکه خداوند دعاى او را مستجاب مى گرداند.صفاتى که دعا کننده از دیدگاه عقل و نقل باید داراى آن باشد گذشت ، بنابراین شایسته است که الحاح و پا فشارى در دعا مُبتنى بر آن اصول باشد.ذکر فضیلت دعا در غیاب برادران دینى از دیدگاه روایات
اینک پس از ذکر شروط مهمّى که موجب قبولى دعا مى شوند، لازم است فضیلت دعا در غیاب برادران دینى را با استفاده از برخى روایاتى که بدان دست یافته ایم یادآور شویم :1-  در روایتى آمده که امام صادق ع  فرمود رسول خدا ص  فرمودند: هرکس بگوید:اءَللّهُمَّ، اَغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ. خداوندا، مردان و زنان مؤمن را بیآمرز.خداوند، در برابر هر مؤمنى که از زمان آفرینش حضرت آدم ع  تا برپایى قیامت خلق فرموده ، یک کار نیک براى او مى نویسد، و یک گناه او را محو مى فرماید، و یک درجه درجه ایمانى  او را بالا مى برد.2-  نیز در روایت آمده که امام صادق ع  فرمود: هرگاه کسى بگوید:  اءَللّهُمَّ، اغْفِرْلِلْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ، اءَلاَْحْیآءِ مِنْهُمْ وَ جَمیعَ الاَْمْواتِ. خدایا، مردان و زنان مؤمن و مسلمان ، و زندگان و تمام مردگان آنها را مورد مغفرت خویش قرار ده  خداوند به شماره تمام انسانهاى گذشته و آینده ، دعا براى او مستحاب مى گرداند: یا: دعاى آنان را براى وى مى نویسد
3-  همچنین در این باره است روایت بنده صالح خدا عبداللّه بن جندب - رضوان اللّه علیه - از مولایمان امام صادق ع ، عبداللّه بن سنان مى گوید: گذرم بر عبداللّه بن جندب افتاد که بر صفا به نماز ایستاده - وى پیرمرد کهنسالى بود دیدم که دعا مى نمود و در دعاى خود بسیار مى گفت :اءَللّهُمَّ ، فُلانَ بْنَ فُلانٍ، اءَللّهُمَّ، فُلانَ بْنَ فُلانٍ. : خداوندا، فلانى پسر فلانى را بیامرز. به اندازه اى که نتوانستم بشمارم . پس وقتى که سلام نماز را گفت . عرض کردم : اى عبداللّه ، هیچ موقف و جایگاهى بهتر از جایگاه تو ندیده ام ، ولى از یک خصلت تو اصلاً خوشم نیآمد. گفت : چه چیز من خوشایند تو نبود. گفتم : به بسیارى از برادرانت دعا کردى ، ولى نشنیدم که براى خود دعایى بکنى .گفت : اى عبداللّه ، از مولایمان امام صادق ع  شنیدم که مى فرمود: هرکس در پشت سر برادر مؤمن خویش براى او دعا کند، از کناره هاى آسمان ندا مى شود: اى فلانى ، براى توست مانند آنچه که براى برادرت درخواست نمودى ، و براى توست صد هزار برابر آن . لذا دوست نداشتم صد هزار برابر ضمانت شده را به خاطر یکى که نمى دانم آیا مستجاب مى شود یا خیر، ترک کنم 4-  و نیز از آن جمله است روایت همین بنده صالح ، عبداللّه بن جندب - رضوان اللّه علیه - از مولایمان موسى بن جعفر امام کاظم ع  علىّ بن ابراهیم بن هاشم مى گوید: پدرم به من گفت : عبداللّه بن جندب را در موقف دیدم ، و هیچ موقفى بهتر از موقف او ندیدم ، پیوسته دستهاى خویش را به سوى آسمان دراز کرده بود، و اشکهایش بر گونه اش جارى مى شد و به زمین مى ریخت . پس از رفتن مردم به او گفتم : اى اَبا محمّد، هرگز موقفى بهتر از موقف تو ندیدم . گفت : به خدا سوگند، جز براى برادرانم دعا ننمودم . و این بخاطر آن بود که حضرت اباالحسن موسى بن جعفر علیهماالسلام  به من خبر داد که : هرکس در غیاب برادش براى او دعا کند، از سوى عرش ندا مى شود که : براى توست صدهزار برابر آن ، لذا خوشم نیامد که صدهزار برابرِ ضمانت شده را به خاطر یکى که نمى دانم آیا مستجاب مى شود یا خیر، فروگذارم .
5-  روایات گراسنگ دیگرى پیرامون دعا در غیاب برادران دینى در قنوت نماز وتر از نماز شب ذکر خواهیم کرد، زیرا دیده ام اصحاب ما امامیّه ، براى کسانى که مى خواهند دعا کنند، بیشتر در قنوت نماز وتر نماز شب دعا مى کنند. فضیلت دعا کردن براى حضرت حجّت عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف
اینک مى گویم : اگر دعا براى برادران دینى این همه فضیلت دارد، پسفضیلت دعا براى سلطان و فرمانروایى که سبب هستى و وجود توست . و تو معتقدى که اگر او نبود، خداوند نه تو و نه هیچ کس از مکلّفین زمان او و تو را نمى آفرید، و اینکه لُطف الهى به وجود او - صلوات اللّه علیه - سبب تمام آنچه که تو و غیر تو در آن قرار دارید مى باشد، و وسیله تمامى خیراتى است که بدان نایل مى گردید، چگونه خواهد بود؟ پس مبادا و مبادا که تا حدّى که امکان دارد خود و یا احدى از خلایق را در دوست داشتن و دعا نمودن ، بر او مقدّم کنى . و نیز هنگام دعا کردن براى آن مولاى عظیم الشاءن حضور قلبى و زبانى داشته باش .و مبادا گمان کنى که علّت ذکر این مطلب براى آن است که آن بزرگوار به دعاى تو احتیاج دارد. بسیار دور است ، بسیار دور است ، اگر چنین اعتقادى داشته باشى ، در اعتقاد دوستى ات مریض و بیمارى ؛ بلکه این را براى آن گفتم که حقّ بزرگ و احسان گرانبار حضرتش را بر تو بشناسانم .و دیگر اینکه : اگر پیش از دعا براى خویش و کسانى که نزد تو گرامى هستند، براى آن بزرگوار دعا نمایى ، خداوند - جلّ جلاله - زودتر درهاى اجابت را به روى تو خواهد گشود؛ زیرا تو - اى بنده ، - درهاى قبولى دعا را با قفلهاى جنایتها و گناهانت بسته اى ، پس اگر براى این مولایى که در نزد خداوند مالک زندگان و مردگان خاصّ و ویژه مى باشد دعا کنى ، خداوند به خاطر او زود درهاى اجابت را به روى تو مى گشاید، و در نتیجه تو نیز به خاطر چنگ زدن به ریسمان او در دعایى که براى خود و دیگران مى کنى ، در زمره فضل او داخل شده ، و رحمت و کَرَمَ و عنایت خداوند - جلّ جلاله - تو را نیز فرا مى گیرد.  و مبادا بیایى و اساتیدى را که از آنها پیروى مى کنى ، بشمارى و بگویى که من ندیده ام آنان به آنچه که تو گفتى عمل کنند، و آنها از مولایمان که بدو اشاره نمودى - صلوات اللّه علیه - غافل ، و نسبت به او بى اعتنا هستند. جواب اینکه : به آنچه که گفتم عمل کن ، که مطلبِ حقّ است ، زیرا هرکس نسبت به مولایمان بى اعتنا، و از آنچه که ذکر نمودم غافل باشد، به خدا سوگند، که در اشتباه فضاحت بارى مى باشد.و حدیثى که جدّم ابوجعفر طوسى - رضوان اللّه علیه - مطلبى را که ذکر نمودیم ، گوشزد مى کند. وى روایت نموده که بعضى از صالحین یعنى ائمّه علیهم السلام  فرمود: در شب بیست و سوّم ماه رمضان مکرّر - در حال سجده و ایستاده و نشسته و به طور کلّى در هر حال که هستى - و نیز در کلّ این ماه و در طول عمرت به هر صورت که ممکن شد، و هرگاه که در طول عمرت به یادت آمد، این دعا را مکرّر مى خوانى . به این صورت که بعد از حمد و ستایش خداوند متعال ، و صلوات بر پیامبر اکرم حضرت محمّد ص  مى گویى :اءَللّهُمَّ، کُنْ لِوَلِیِّکَ فُلانِ بْنِ فُلانٍ فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى کُلِّ ساعَةٍ، وَلیّاً وَ حافِظاً وَ قآئِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّى تُسْکِنَهُ اءَرْضَکَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات ، سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبانِ ولىِّ حضرت حجّة بن الحسن - که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد، - باش ، تا اینکه او را به صورتى که خوشایند اوست و همه از او فرمانبرى مى نمایند ساکن زمین گردانیده ، و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازى .اینک اهتمام ائمّه علیهم السلام  را نسبت به این دعا براى آن بزرگوار چگونه مى بینى ؟ آیا مانند کوتاهى کردن تو نسبت به آن مقام شریف است ؟ بنابراین از بسیار دعا کردن براى او - صلوات اللّه علیه - و براى کسانى که دعا کردن براى آنان در نمازهاى واجب ، جایز است ، خوددارى مکن ؛ که در روایتى آمده که امام صادق ع  فرمود:هر سخنى که در نماز واجب با آن خداوند متعال را مورد خطاب قرار دهى ، کلام آدمى و گفتارى که نماز را باطل کند نیست .بنابراین ، عذرى در ترک اهتمام و همّت گماشتن نسبت به این امر براى تو باقى نمى ماند.