و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر شورى : 30اگر شما را مصیبتى رسد، به سبب کارهایى است که کرده اید؛ و خدا بسیارى از گناهان را عفو مى کند. مصیبه از ماده صوب به معناى نزول و قصد؛ و اصابه به معناى درک ، یافتن و طلب و اراده است . و صواب یعنى حق و درست و آنچه حقیقت را درک کرده و مصیبه یعنى بلیه و گرفتارى که به انسان مى رسد، گویى که انسان را قصد مى کند و اصل آن در تیر انداختن است و بعدا در همه گرفتاریها استعمال شده است . قرآن بر نقش انسان در سعادت و شقاوت خود تاکید فراوان دارد. از آن جمله در این آیه شریفه که مى فرماید: مصایب شما از خود شماست ؛ و کیفر و عقوبت بیشتر نتیجه طبیعى و تکوینى عمل است که دامن صاحبش را مى گیرد. از طرفى ، انسان به لحاظ روحى و روانى به گونه اى است که در شکستها و مصیبتها مقصرى عیر از خود را مى جوید تا گناه و گرفتارى خود را به گردن او بیندازد. این آیه و نظیر آن پاسخى به توجیهات انسان است . آیات 51 سوره زمر و 34 نحل و 62 و 79 نساء و 31 رعد و 36 روم و 48 شورى نیز گویاى این حقیقت است .در حوزه اجتماع هم قرآن همین قاعده را حاکم مى داند؛ یعنى گاه مصایب جمعى نتیجه گناهان جمعى است : ظهر الفساد فى البر و البحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا.
تقوا و نیکوکارى و ایمان و عمل صالح هم همین گونه است ، چه در جنبه هاى فردى و چه اجتماعى . قرآن مى فرماید: و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض .
بر اساس این گروه از آیات باید گفت اینکه در آیات و روایات آمده که دنیا دار مجازات و حساب نیست ، مفهومش این است که تمام حساب و کتاب و مجازات اعمال و تصفیه کامل اینجا صورت نمى گیرد و اساسا ظرف محدود دنیا گنجایش آن را ندارد و ظهور عدالت گسترده الهى جهانى دیگر را مى طلبد. این بروز برخى از آثار اعمال را در دنیا منتفى نمى کند. قرآن کریم انسان را حاکم بر سرنوشت خود معرفى کرده است . به قول معروف ، هر چه کنى به خود کنى / گر همه نیک و بد کنى .
امام على علیه السلام نیز بر این واقعیت در گفتارشان تصریح کرده اند: به خدا سوگند، هرگز ملتى از ناز و نعمت زندگى گرفته نشدند، مگر به کیفر گناهانشان ؛ زیرا خداوند بر بندگان خود ستم روا نمى دارد. اگر مردم به هنگام نزول بلاها و گرفته شدن نعمتها با درستى نیت در پیشگاه خدا زارى کنند و با قلبهاى پر از محبت از خداوند درخواست عفو کنند، آنچه از دستشان رفته باز خواهد گشت و هر گونه فسادى اصلاح خواهد شد. خیر ایة فى کتاب الله
امام على علیه السلام مى فرمایند: پیامبر فرمود: این آیه آیه 30 سوره شورى بهترین آیه قرآن است ؛ آن گاه فرمودند: اى على ، هر خراشى که از چوبى بر تن انسان وارد مى شود و هر لغزش قدمى بر اثر گناهى است که از او سر زده است ؛ و خداوند گرامى تر از آن است که آنچه را در دنیا عفو مى کند در قیامت در آن تجدید نظر فرماید و عادل تر از آن است که آنچه را در این دنیا عقوبت مى کند در آخرت بار دیگر کیفر دهد. البته این آیه و نظایر آن براى انسانهاى معمولى است . شخصیتهایى مانند اولیاى خدا و ائمه هدى علیهم السلام از این آیه مستثنایند. مصیبتهایى که در دنیا براى آنان پیش مى آید براى ترفیع درجه یا آزمایش آنان است و آیه مربوط به آنان آیه 22 سوره حدید است .
محتویات و مطالب قرآن مجید را دو نوع مى توان بیان کرد: یکى به طور خلاصه و دیگرى ، به طور مشروح . اما به طور خلاصه بدین قرار است که : از مجموع 6236 آیه قرآن کریم ، حدود 1300 آیه درباره توحید و خداشناسى است . اعم از وجود خدا، وحدانیت و صفات او. و اینکه خلقت عالم و اداره آن در دست خداست و جهان ، تک محورى ، یک قطبى و یک کانونى است : الله لا اله الا هو الحى القوم لا تاءخذه سنة و لا نوم له ما فى السموات و ما فى الارض ... .
و حدود 1400 آیه درباره معاد، قیامت ، مرگ و برزخ ، حشر و نشر، بهشت و جهنم و خلود است . حدود پانصد آیه درباره احکام است . از قبیل حلال و حرام ، تجارت ، جنگ و صلح ، قصاص ، حدود نماز، روزه ، حج و غیره و حدود 2000 آیه در حالات انبیاء، امتها و پیروزى حق بر باطل مى باشد. و بقیه آیات ، درباره اخلاق ، مواعظ، امثال و نظیر آنها است .
اما به طور مشروح همان است که در مقدمه تفسیر احسن الحدیث نوشته ام . و در اینجا از آن نقل مى کنم :
1 - بیان ذات خدا، صفات خدا، یگانگى خدا و آنچه باید خدا از آن منزه باشد. و آنچه باید خدا به آن متصف باشد صفات ثبوتیه و سلبیه
2- معاد و قیامت ، حشر و نشر اموات ، زندگى در بهشت و جهنم . و ابدیت و برزخ .
3- ملائکه ، یعنى واسطه هاى فیض و نیروهاى با شعور و آگاه ، همچنین جن و شیاطین .
4- سرگذشت پیامبران یا انسانهایى که وحى الهى را دریافت کرده و به انسانهاى دیگر ابلاغ نموده اند. و میدان حق و باطلى که به وسیله آنها به وجود آمده است .
5- ترغیب و تشویق براى ایمان به خدا و معاد،و ملائکه ، پیامبران و کتب آسمانى .
6- خلقت آسمانها، زمین ، کوهها، دریاها، گیاهان ، حیوانات ، ابر، باد، باران ، شهابها، و غیره و خلقت همه عالم .
7- دعوت به پرستش خداى یگانه و اخلاص در عبادت . و کسى و چیزى را براى خدا شریک قرار ندادن .
8- احتجاجها و استدلالها در مورد خدا، قیامت ، پیامبران و نقل خبرهاى عینى در ضمن احتجاجها.
9- تقوى ، پارسى ، و تزکیه نفس ، توجه به نفس اماره و خطر وساوس نفسانى و شیطانى و نظیر آن .
10- اخلاق فردى از قبیل : شجاعت ، استقامت ، صبر، عدالت ، احسان ، محبت ، ذکر خدا، محبت خدا، شکر نعمت ، ترس از خدا، توکل به خدا، رضا به رضاى خدا، تسلیم در برابر امر خدا، تعقل و تفکر، صدق و امانت و امثال آن .
11- اخلاق اجتماعى ، از قبیل : اتحاد، توصیه بر حق و صبر، تعاون در نیکیها، امر به معروف و نهى از منکر، جهاد با مال و جان در راه خدا و تشویق بر اطعام مساکین و غیره .
12- احکام از قبیل : نماز، روزه ، زکات ، خمس ، حج ، جهاد، نذر، سوگند، بیع ، رهن ، نکاح ، هبه ، حقوق زوجین ، حقوق والدین ، طلاق ، ظهار، وصیت ، ارث ، قصاص ، حدود، قضاوت ، ثروت ، مالکیت ، حکومت ، شورا، حق فقرا و غیره .
13- حوادث و وقایع 23 ساله بعثت رسول اکرم - صلى الله علیه و آله .
14- توصیف کلى در همه اعصار از سه گروه : مؤ منین ، کافرین و منافقین .
15- توصیف قرآن در حدود پنجاه صفت : تسبیح موجودات جهان و نوع آگاهى درون موجودات ، تسبیح به خالق و آفریننده خودشان .
16- جهان و قوانین پایدار جهان ، ناپایدارى زندگانى دنیا و عدم صلاحیت آن براى اینکه ایده آل مطلوب باشد.
17- معجزات و خوارج عادات انبیا - علیهم السلام - و تاءیید کتب آسمانى مخصوصا تورات و انجیل و تصحیح اغلاط آن دو، و امثال این مطالب .انسان سازى قرآن
کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الى النور .
یعنى : این قرآن کتابى است که ما براى تو فرستادیم تا مردم را به امر خدا از ظلمات جهل و کفر بیرون آورى و به عالم نور رسانى .
ان هذا القرآن یهدى للتى هى اقوم
یعنى : همانا این قرآن ، مردم را به راست ترین و استوارترین طریق ، هدایت مى کند.
کسى که قرآن را بخواند و معانى آن را بداند و مفاهیم آن را درست درک نماید، چنین شخصى ، اعتقاد به معاد پیدا مى کند. و مى داند که جهان و خلقت ، بدون هدف و بدون حساب و کتاب نیست ، بلکه همه اعمال وى ، خوب یا بد، عکس العمل و برگشتى خواهد داشت .
همچنین به وجود خداوند و صفات او آنچنان که قرآن معرفى مى کند آشنا شده و یقینش افزون خواهد شد. و نیز به نبوت ، امامت و نظامهاى جهان و آنچه در قرآن آمده ، معتقد خواهد شد. و آنگاه که چنین اصولى در قلب کسى جاى گرفت ، او را یک دنیا نورانیت داده و راه دنیا و آخرت را به او نشان خواهد داد. و او را یک انسان مؤ من ، متقى ، شجاع ایثارگر، فعال ، دلسوز و عابد، بار خواهد آمد.
چنانکه این آثار، در طول تاریخ قرآن ، در میلونها انسان ، جامه عمل پوشیده است و مکتب انسان ساز قرآن ، پیوسته چنین اشخاصى را تربیت کرده و مى کند ان هذا القرآن یهدى للتى هى اقوم آرى اثر قرآن چنین است .
فلا اقتحم العقبه و ما ادرک ما العقبه فک رقبه او اطعم فى یوم ذى مسغبه یتیما ذا مقربه او مسکینا ذا متربه بلد: 11 - 16
و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد؛ و تو چه دانى که گذرگاه سخت چیست ؟ آزاد کردن بنده است یا طعام دادن در روز قحطى ، خاصه به یتیمى که خویشاوند باشد، یا به مسکینى خاک نشین .اقتحام قرار گرفتن در وسط سختى مخوف است ؛ و نیز دخول به چیزى و گذشتن از آن با شدت و مشقت است .العقبه به معنى گردنه و راهى در قله کوه است ؛ و اقتحام العقبه اشاره است به انفاقهایى که براى انفاقکر بسیار دشوار است . فک یعنى جدا کردن . پس فک رهن یعنى خلاص کردن آن ؛ و فک رقبه یعنى آزاد کردن برده .
مسغبه از ماده سغب به معناى گرسنگى و قحطى است .
مقربه از ماده قرب به معناى قرابت و خویشاوندى است .
و متربه از ماده تراب به معناى خاک نشینى از شدت فقر است .
صاحب تفسیر المیزان معتقد است که تفسیر العقبه به فک رقبه و اطعام در روز قحطى جنبه مثال دارد، نه انحصار، و به سبب اهمیتى که دارد و عنایت بیشترى که خداى تعالى به آن دارد ذکر شده است .در هر حال عبور از این گردنه صعب العبور و از این راه سنگلاخ و دشوار جز با اصلاح نگاه به دنیا ممکن نیست .نگاه صحیح به دنیا
دنیا را براى دنیا نخواستن و دنیا را براى تحصیل آخرت و خریدارى زندگى پایدار و برتر به خدمت گرفتن نگاهى است که با آن مى توان از این گردنه سخت به سلامت عبور کرد. الدنیا خلقت لغیرها و لم تخلق لنفسها دنیا براى رسیدن به آخرت آفریده شد، نه براى رسیدن به خود. این گونه نگاه ، یعنى نگاه آلى نه استقلالى ، ایثار و انفاق را بر انسان آسان مى کند و او موفق مى شود تا از این راه دشوار و گردنه سخت بگذرد. در این نگاه ، دنیا نه تنها مذموم نیست ، بلکه ممدوح مى شود تا از این راه دشوار و گردنه سخت بگذرد. در این نگاه ، دنیا نه تنها مذموم نیست ، بلکه ممدوح مى شود: همانا دنیا سراى راستى براى راست گویان و خانه تن درستى براى دنیا شناسان و خانه بى نیازى براى توشه گیران و خانه پند براى پندآموزان است . دنیا سجده گاه دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان الهى و فرودگاه وحى خدا و جایگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آورند و بهشت را سود برند. اما دنیاى مذموم دنیایى است که آن را براى خودش بخواهد و نگاه استقلالى به آن داشته باشند نه آلى . قطعا صاحبان این نگاه نمى توانند از این گردنه سخت دنیا بگذرند. براى آنان ، انفاق خسارت و زیان و کم شدن است و گذشت و ایثار بى معناست . به این روایت امام صادق علیه السلام توجه بفرمایید که حضرتش چه زیبا و رسا دنیاى استقلالى مذموم را به تصویر کشیده اند: دنیا به منزله تصویرى است که سر آن تکبر و چشمش حرص و آزمندى و گوشش طمع و زبان و ریا و دستش شهوت و پایش خودپسندى و قلبش غفلت و رنگش فنا و حاصلش نابودى است . از این که قرآن در میان همه اعمال صالح و برنامه هاى عبادى و سازنده انسان انفاق مال و ایثار دارایى را گردنه سخت دنیا معرفى کرده است ، اهمیت این کارها و محبوبیت آنها در نزد خداوند نمایان مى شود. امام صادق علیه السلام مى فرمایند: هر کس مسلمانى را غذا دهد تا سیر شود از پاداش آخرت او جز پروردگار جهانیان هیچ کس خبر ندارد، نه فرشته اى و نه پیامبرى . آن گاه این آیه را تلاوت فرمود: او اطعام فى یوم ذى مسغبه
نکته : فى یوم ذى مسغبه یعنى در روزى سخت . شاید اشاره به این باشد که بهترین عمل ، بلکه سخت ترین عمل ، انفاق در روز تنگ دستى است ؛ مانند امیرالمومنین و خانواده گرامى اش که با اینکه قرض کرده بودند تا نانى براى افطار بخورند، آن را به مسکین و یتیم و اسیر دادند: و یطعمون الطعام على حب