وصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش محمد بن حنفیه

اى پسر دلبندم ! چیزى را که نمى دانى مگو بلکه هر چیزى را هم که مى دانى بر زبان میاور زیرا خداوند بر تمامى اعضاى تو امورى را واجب ساخته که بوسیله آنها در روز قیامت بر علیه تو حجت و دلیلى مى آورد و از تو درباره آنها مى پرسد و آنها را پند و نصیحت نموده و بیم داده و ادب آموخته و رها وا نگذارده پس فرموده است : از آنچه که به علم و آگاهى ندارى پیروى مکن زیرا از گوش و چشم و دل سوال مى شود و فرمود: هنگامى که آن را با زبانهاى خود فرا مى گرفتید و آنچه را که به آن علم و آگاهى نداشتید یا دهانهاتان مى گفتید و این را سهل مى شمردید در حالى که در نزد خدا بسى بزرگ است   سپس اعضاء و جوارح را به عبادت و فرمانبردارى خود فرا خوانده و فرموده : اى ایمان آورندگان رکوع و سجده کنید و پروردگارتان را بپرستید و عمل خیر انجام دهید امید است که به رستگارى برسید  این پرستش خداوند و انجام خیر فریضه اى است که بر تمامى اعضا واجب گشته است . و فرمود: سجده گاهها از آن خداست پس همراه با خدا، هیچ کس دیگرى ار نخوانید  مراد از سجده گاهها، صورت و دو دست و زانوها و دو انگشت بزرگ پا است و فرمود: و نمى توانید شهادتى را که گوشهاتان و دیدگانتان و پوستهایتان بر علیه شما مى دهند را پنهان سازید  مراد از پوستها در این آیه عورتها است . سپس خداوند بر هر عضوى از اعضاى تو واجبى را اختصاص داده و بر آن تصریح نموده است پس بر گوش واجب ساخت که به معاصى گوش فرا ندهد پس فرمود: و محققا خداوند در کتاب بر شما چنین فرستاد که هر گاه بشنوید که به آیات الهى کفر ورزیده مى شود و آیات خدا به مسخره گرفته مى شود در اینگونه مجلسى با کافران منشینید تا در سخن دیگرى وارد شوند اگر چنین نکنید همانند آنان مى باشید  و فرمود: هرگاه دیدى کسانى در مورد آیات ما به انکار و استهزا غرق در گفتگو شده اند از آنان دورى کن تا درباره سخنى دیگر به گفتگو بنشینند  سپس خداوند عزوجل جایى را که مومن از روى فراموشى در چنین مجلسى نشسته است را استثنا نموده و فرموده است : و اگر شیطان فراموشت ساخت پس بعد از یادآورى با چنین گروه ستمکارى منشین   و فرمود: پس بشارت دهد بندگان مرا، همان بندگانى که سخن را مى شنوند و از نیکوترین سخن پیروى مى کنند آنان کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرد و آنان خردمندانند و فرمود: مومنان هر گاه به امرى بیهوده برخورد کنند کریمانه از کنار آن مى گذرند  و فرمود: و هرگاه سخنى بیهوده بشنوند از آن دورى مى گزییند.

پس این همان چیزى است که خداوند بر گوش واجب ساخته و عمل گوش ‍ همین است و خداوند بر چشم نیز واجب نموده که به چیزى که بر او حرام ساخته نظر نیفکند پس فرمود: به مومنان بگو دیدگانشان را از دیدن حرام فرو بندند و عورتهایشان را حفظ کنند  پس حرام نمود که کسى به عورت دیگرى نگاه کند. و بر زبان واجب نمود که به آنچه که قلب بر آن پیمان بسته اقرار و تعبیر کند پس فرمود: و بگویید ایمان آوردیم به آنچه که قلب بر آن پیمان بسته اقرار و تعبیر کند پس فرمود: و بگویید ایمان آوردیم به آنچه که بر ما فرو فرستاده شد  و فرمود: و به مردم نیکویى را بگویید  و بر قلب که امیر اعضا است و عضوى است که به وسیله آن تعقل و فهم صورت مى گیرد و از امر و راى او نتیجه گیرى حاصل مى گردد نیز واجب ساخت و فرمود: کافران دروغگویند مگر کسى که به اجبار اظهار کفر نموده در حالى که دلش به ایمان آرمیده است   و در آنجا که خبر از گروهى مى دهد که ایمان زبانى دارند نه قلبى فرمود: آنانکه گفتند ایمان آوردیمدر حالى که دلهایشان ایمان نیاورده بود  و فرمود: آگاه باشید که دلها با یاد خدا آرام مى گیرد  و فرمود: اگر آنچه را که در درون دارید آشکار یا پنهان کنید خداوند به سبب آن از شما حساب مى کشد پس هر که را بخواهد مى بخشاید و هر که را بخواهد عذاب مى کند  و خداوند بر دو دست واجب ساخت که آن دو را به سوى آنچه که خداوند بر تو حرام نموده دراز نکنى و دو دست را در راه اطاعت خدا به کارگیرى پس ‍ فرمود: اى ایمان آورندگان هر گاه براى نماز بر مى خیزید رویهایتان و دستهایتان را تا آرنج ها بشویید و به سرهاتان مسح بکشید و پایهایتان را تا برآمدگى روى پا مسح کنید  و فرمود: هرگاه در میدان کارزار با کافران روبرو شدید گردنهاشان را بزنید  و خداوند بر پاها واجب ساخت که آن دو را در راه طاعتش به حرکت درآورى و به وسیله آن دو همچون گام زدن شخص عصیانکار گام بر ندارى پس فرمود: با تکبر و خرامان بر روى زمین گام بر ندار زیرا هرگز زمین را نمى توانى بشکافى و در بلندى به کوهها نخواهى رسید همه اینها زشتش در نزد پروردگارت ناپسند است   و فرمود: امروز بر دهانهاشان مهر مى نهیم و دستانشان با ما سخن مى گویند و پایهاشان به آنچه که کسب کرده اند گواهى خواهند داد  پس خداوند خبر داده است که پایها در روز قیامت بر علیه صاحب خود گواهى خواهند داد. پس اینها که گفته شد چیزهایى است که خداوند بر اعضاى تو واجب ساخته است پس از خدا بترس اى فرزندم و اعضاى خود را در راه اطاعت و خوشنودى او به کارگیر و بر حذر باش از اینکه خداى تعالى تو را در حال انجام معصیتش ببیند یا تو را در طاعت خویش نیابد پس در نیتجه از زیانکاران باشى و بر تو باد که به خواندن قرآن بپردازى و به آنچه در قرآن است عمل کنى و واجبات و قوانین و حلال و حرام و امر و نهى آن را لازم شمرى و با قرآن به شب زنده دارى بپردازى و در شب و روزت آن را تلاوت کنى زیرا قرآن عهد و پیمانى است از جانب خداى تبارک و تعالى با بندگانش پس بر هر مسلمانى واجب است که در هر روز نظر به این پیمان الهى بیفکند اگر چه به پنجاه آیه آن و بدان که درجات بهشت به عدد آیات قرآن است پس زمانى که روز قیامت شود به قارى قرآن گفته خواهد شد که بخوان و بالا رو پس در بهشت بعد از پیامبران و صدیقان کسى درجه اش ‍ بالاتر از درجه قارى قرآن نیست